متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

400x400

بلاگ كاربران


مهرداد غفار زاده در دومین تجربه اش به عنوان کارگردان به سراغ سوژه ای رفته است که شاید خیلی مناسب مخاطب عام نباشد. در واقع فیلم دریا، ماهی و پرنده با توجه به فضایی که دارد در ابتدا این حس را ایجاد می کند که بیشتر برای مخاطب جدی سینما ساخته شده است و از مخاطب عام فاصله گرفته است.

داستان فیلم درباره پسری نوجوان است که کر و لال است و مرتکب جرم شده است و مدتی است که در دارالتادیب زندانی است. این پسر نوجوان نقاش بسیار خوبی است و نقاشی را راهی برای فرار از محیط زندان و البته اعتراض می داند. بنابراین مرتبا در و دیوار دارالتادیب را نقاشی می کند.

این نقاشی کردن های پسر که به صورت پنهانی است، دقیقا زمانی اتفاق می افتد که قرار است از زندان بازدید صورت گیرد و این کارهای پسر برای مدیر زندان با نقش آفرینی همایون ارشادی تبدیل به دردسری بزرگ می شود، تا اینکه بالاخره رئیس زندان متوجه می شود که از کجا ضربه می خورد و مچ پسر بچه کر و لال را می گیرد و به این ترتیب او تنبیه می شود.

اما در این بین مربی بچه های دارالتادیب با نقش آفرینی نیوشا ضیغمی متوجه استعداد این پسر می شود و سعی می کند که از استعداد او در جهت کارهایی مثبت استفاده کند و حتی از نقاشی های او برای زیبا کردن فضای دارالتادیب کمک بگیرد.

همین زمینه ساز ایجاد اتفاقاتی در فیلم می شود. زیرا عده ای در مقابل نقاشی کردن پسر نوجوان سنگ اندازی می کنند و سعی می کنند مانع انجام کار او شوند.

شاید مهمترین مشکل فیلم دریا، ماهی و پرنده این باشد که داستانش از همان ابتدا نمی تواند برای بیننده دغدغه ایجاد کند و مخاطب را مجاب کند که تا پایان فیلم را دنبال کند. حتی تلاش کارگردان برای پیچیده تر کردن این داستان هم به فیلم کمک نمی کند و بیشتر تماشاگر را از فیلم دلزده می کند و بیشتر فیلم را برای مخاطب غیر قابل باور می کند.

باتوجه به این که تمامی زمان فیلم در دارالتادیب می گذرد، داستان فیلم و موضوع اصلی، آنقدر پیچیدگی و جذابیت ندارد که بیننده برای مدت طولانی، فضای تاریک و سیاهی چون دارالتادیب را تحمل کند. بخشی از مشکل فیلم نیز به این برمی گردد که مشخص نیست دغدغه اصلی فیلمساز در این فیلم چیست؟ آیا فیلمساز مشکلات پسر برایش مهم است و یا اینکه مدیر زندان که باید به موقع زندان را برای بازدید بازرسان آماده کند و یا مسائل مربوط به مربی دارالتادیب و حرف هایی که پشت سرش زده شده است.

حتی مشکل اصلی پسر هم مشخص نیست که واقعا چیست؟ آیا کر و لال بودنش مشکل اصلی شخصیت اصلی فیلم است و یا مسائلی که در خانواده دارد و یا تلاشش برای اثبات بی گناهی و هزاران اما و اگر دیگر درباره این فیلم که به هیچ یک از آنها به درستی پرداخته نمی شود.

فیلم دارای داستانک هایی است که نه تنها به کلیت اثر کمک نمی کند، بلکه آن را از آنچه که باید بگوید دور می کند و دچار اشکال می کند.

انتخاب بازیگران نیز دچار اشکالاتی است که نه تنها به فیلم کمک نمی کند بلکه باور پذیری داستان فیلم را به حداقل می رساند. به طور مثال انتخاب نیوشا ضیعمی در نقش مربی دارالتادیب نه تنها انتخاب اشتباهی است بلکه بسیار عجیب هم هست.

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


siamak
ارسال پاسخ

مرسی از بلاگ