متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

400x400

دیوار کاربران


arahs
arahs
۱۳۹۸/۰۱/۰۳

نامم را پدرم انتخاب کرد ،
نام خانوادگی‌ام را اجدادم !
دیگر بس است ؛
راهم را خودم انتخاب میکنم


arahs
arahs
۱۳۹۸/۰۱/۰۳

ﻪ ﻣﺎﻫﯽﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ ﻏﺒﻄﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ !

ﺩﺍﻣﻨﻪﯼ ﺣﺎﻓﻈﻪﺷﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺣﺪ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﻠﺴﻠﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﭘﯽﮔﯿﺮﯼ ﮐﻨﻨﺪ !

ﺁﻥﻫﺎ ﻫﻤﻪﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ، ﻫﺮ ﺑﺎر ... ﻭ ﻣﺎﺩﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻟﯿﺘﺸﺎﻥ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺣﺘﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺧﻮﺷﯽﺍﺳﺖ !

ﯾﮏ ﺟﺸﻦ، ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺤﺮ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ...


arahs
arahs
۱۳۹۷/۱۱/۲۸

صداقت ممکن است دوستان زیادی به تو ندهد ، اما همیشه نوع درستش را به تو می دهد ...

جان لنون

arahs
arahs
۱۳۹۷/۱۱/۲۷

آرزو دلیل بر استعداد است.
وقتی آدم آرزو می کند که ای کاش من چنین و چنان شوم بدانید که حتما می تواند بشود و اگرنه آرزو نمی کرد!
مثلا هیچ بره ای که به دنیا می آید آرزو می کند که رئیس دانشگاه هاروارد شود؟ اصلا به ذهنش خطور نمی کند.
هرکسی در دلش هر آرزویی هست برآورده می شود. شک نکنید!
برای اینکه اصلا آرزو سند حقانیت ماست.

مولانا می­ گوید:
کین طلب در تو گروگان خداست
زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

arahs
arahs
۱۳۹۷/۰۸/۰۴

آنگاه كه تقدير نيست و از تدبير كاري ساخته نيست ، خواستن اگر با تمام وجود تجلي كند ، پاسخ خود را خواهد يافت.

mehdi10001
mehdi10001
۱۳۹۷/۰۸/۰۳

از پاییز گله نکن…

برگ های درخت خود بی وفایند…

چه حالی دارد درخت زمانی که برگ ها از او دل کنده و دل به پاییز می دهند…

پاییز گذارست..

می گذرد..

شاخه های درخت هم باز جوانه میزند

چه زود می روند و چه زود جایشان پر می شود…

عجیب است که هنوز گرفتار باشی

arahs
arahs
۱۳۹۷/۰۷/۱۹

دمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است. (مترلینگ)

arahs
arahs
۱۳۹۷/۰۷/۱۵

زشترروئی در آ ئینه به چهره خود می‌نگریست و می‌گفت سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد غلامش ایستاده بود و این سخن می‌شنید و چون از نزد او بدر آمد کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید گفت در خانه نشسته و بر خدا دروغ می‌بندد.
عبید زاکانی

X_REZA_X
X_REZA_X
۱۳۹۷/۰۷/۱۵

مجازی دنیای زیباییست

همدیگر را ندیده ایم

اما با صمیمیت رفتار میکنیم

صدای همدیگر را نشنیده ایم ولی از حال هم خبر داریم

در صورت آفلاین بودن نگران هم میشویم

کاش دنیای واقعی اینگونه بود



http://yon.ir/ExwIW

arahs
arahs
۱۳۹۷/۰۷/۰۶

شیخ بأرالدین صاحب مردی را با دو زیبا روی بدید و گفت: اسمت چیست؟ آن مرد گفت: عبدالواحد. یعنی بنده یکتا. گفت: تو این دو را یله کن که من عبدالاثنین و هر دو را بنده‌ام. عبید زاکانی