متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    دل

  • تعداد نظرات : 3
  • ارسال شده در : ۱۳۹۵/۰۳/۰۴
  • نمايش ها : 56

بس لال توام حنجره آواز ندارد

پروانه ی تو قدرت  پرواز ندارد



چون ماه ،نگاهت همه از پنجره جاریست

افسوس دلم پنجره ی باز ندارد



ای شاهدکابوس شبانگاهی شومم!

آغوش من شب زده همراز ندارد



لب بسته ام از تلخی ایّام سیاهم

تاریخ  نفس گیر من آغاز ندارد



لب روی لبم دوخته باشی که غمی نیست

دلدادگی آرایه ی ایجاز ندارد



از پچ پچ و از خنده و از برق نگاهت

در من شبحی مانده که آواز ندارد

 


broken_heart1

 

 

 

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


AZAD
ارسال پاسخ
shervin2653
ارسال پاسخ

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود دوستش از نامزدش دل برده

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی

که به پرونده ی جرم پسرش برخورده

خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ

بین دعوای پدر مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق

که پر از چشم بد و تهمت مردم شده است

خسته مثل پدری که پسر معتادش

غرق در درد خماری شده فریاد زده

مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس

پسرش پیش زنش بر سر او داد زده

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم

دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند

زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه

که کسی غیر پرستار سراغش نرود

خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که

عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید

غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است

شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه ای راهی مشهد شده است
(شعری از علی صفری)
زندگیتون سرشار از شادی.ممنون

Fereshte
ارسال پاسخ