متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

400x400

دیوار کاربران


FeReShTeh
FeReShTeh
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

ما جوانی مان افتاد در زمانه ای که برای ورود زن ها به ورزشگاه باید کمپین تشکیل بدهیم و هشتگ بزنیم ..
ما جوانی مان را در این بازه ی زمانی در این خاک می گذرانیم ..
اسمش را بگذاریم جبر جغرافیایی .. اسمش را بگذاریم سرنوشت .. زیاد اسمش مهم نیست ..
آدم هایی هم بودند که جوانی شان افتاد در زمانه ای که روسری را با پونز به پیشانی شان فرو می کردند .. آن گذشت‌ .. این هم می گذرد ..
من به اراده ی زنان این کشور اعتقاد دارم ..
می دانم که یک روز سکوهای تمام ورزشگاه ها را پر می کنند ..
دست در دست کسی که دوستش دارند برای سرگرم شدن در عصر یک روز تعطیل به تماشای ورزش مورد علاقه شان می روند ..
به تماشای دریبل زیبای زنی که با لباسی دقیقا مشابه لباس آن ورزش در سراسر دنیا به سمت دروازه شوت می کند و اگر گل شد می دود سمت تماشاگرها و عشقش را محکم در آغوش می گیرد و می بوسد !
شاید آن روز تمام موهایم سفید باشد ولی مهم نیست ..
سفیدترین لباسم را هم می پوشم و میروم تشویقشان می کنم ..
آدم خوش بینی نیستم ..
ولی صدای زیبای زنان سرزمینم را از بزرگترین سالن های کنسرت شهر می شنوم ..
که پایان داده اند به این بازار تماما مردانه ی موسیقی ..
زن هایی که نخواسته اند چمدان ببندند و راهی شوند به خاکی که مردمش حتی معنی ترانه شان را هم نمی فهمند‌ ..
شاید آن روز آنقدر دیر بیاید که مجبور باشم با عصا راه بروم ..
ولی حتما می روم و برایشان کف می زنم ..
همه ی این طومار امضا کردن ها .. گشت ارشاد ها .. فیلترشکن نصب کردن ها ..
همه و همه ی این محدویت ها می گذرد .. قطعا می گذرد ..
ولی در این گذار ما می توانیم هرچند کوچک موثر باشیم ..
خبر خوب را نشر دهیم و وقاحت های ابلهانه را حتی شده با کامنت محکوم کنیم ..
بی تفاوت نباشیم به محدودیت های زنان حتی به اندازه ی کوبیدن به یک لایک ..
نقش من در تمام پیروزی های ریز و درشت زنان کشورم در آینده ،
شاید همین چند خط امید باشد ...
جوانه امیدی که می کارم و می گذارم بچه هایم و بچه های بچه هایم آبیاری و شکوفایش کنند ..

#فاطمه_شاهبگلو

FeReShTeh
FeReShTeh
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

امروز صبح توی آسانسور با همسایه طبقه پایین روبرو شدیم .
تنها برخورد قبلی ما جلسه ساکنین ساختمان بود .
گلایه کرده بود که همسایه های جدید وقت و بی وقت دریل کاری می کنند و متوجه شدم که بچه کوچکش بیماری خاصی دارد و چند وقتی گرفتار دوا و درمان و بیمارستان بوده است .
پرسیدم : الحمدالله کوچولو بهتر شده ؟
گفت : آره خدا رو شکر ولی دیشب بچه هام تصادف کردن .
منظورش از بچه هام همسرش بود البته .
تعارفات معمول بینمان رد و بدل شد .
گفتم : کمکی چیزی از دست من ساخته است ؟ او هم تشکر کرد و رفت .
داشتم به این فکر می کردم که یک مرد جوان و امروزی چرا باید به شیوه مردان قدیم که در جمع همسرشان را با اسم پسرشان صدا می زدند خانمش را "بچه هام" خطاب کند ؟
چرا اصلا مردها هنوز هم باید از صدا زدن همسرشان در جمع ابا داشته باشند ؟
اینکه کسی اسم همسر شما را نداند واقعا نشانه غیرت و مردانگیست ؟
و اگر یک غریبه نام همسر شما را بداند شما بی غیرت محسوب می شوید ؟
هویت هر انسانی با نام او شناخته می شود .
مادر بودن و همسر بودن هرچند محترم و عزیز اما نمی تواند جایگزین نام و هویت یک انسان باشد ..

#بابک_اسحاقی

FeReShTeh
FeReShTeh
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

Fereshteh :
bashe


Amirtaha
Amirtaha
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

Fereshteh :
کاش سال 57 هم مث الان فقط هشتگ میزدن ..

bashe

خزان
خزان
۱۳۹۸/۰۸/۲۸


FeReShTeh
FeReShTeh
۱۳۹۸/۰۸/۲۷

کاش سال 57 هم مث الان فقط هشتگ میزدن ..

toya
toya
۱۳۹۸/۰۸/۲۴

من شک ندارم اگه کسی سمتم بیاد فقط واسه خاطر خودمه

اخه نه قیافه دارم نه پول...

Sana70
Sana70
۱۳۹۸/۰۸/۲۳

6814

seldaaa
seldaaa
۱۳۹۸/۰۸/۲۲


ERFAN92
ERFAN92
۱۳۹۸/۰۸/۲۲

ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﮐﻪ ﺣﺎﻝ
ﺩﻭﺳﺘﺎن و عزیزانم ﺧﻮﺏ باشد
ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﻴﺮﻳﻦﺑﺮﻟﺒﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺮﺍﻳﻢ ﮐﺎفے ﺳﺖ ...
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ چهار شنبہ
پاییزے زیبا ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺖ ﻣﻴﺴﭙﺎﺭﻡ
ﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻫﺪﻳﻪ "ﺳـﻼﻣتے"
ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺁﺭﺯﻭﻣﻨﺪﻡ ...