متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mehrdad2000

  • جنسیت : مرد
  • سن : 25
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي اجتماعی
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : حسابرسی
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

http://www.hamkhone.ir/member/20828/blog/view/88997

آرزوی تکان دهنده یک دختر بر سر مزار مادر

بلاگ جدیدمه خوشحال میشم سر بزنی

2 سال پيش

تنــها دعوتــي كه تــوي زندگيــم شــدم از طــرف اسپانســر برنامــه ها بــرا ديــدن

ادامــه برنامــه بــود و ديگــر هيــــــــچ ...!

2 سال پيش

یه روز یه پسر انگیلیسی میاد به پسر ایرانی میگه چرا شما دخترا و زنای کشورتون با مردا دست نمیدن پسر ایرانی میگه گوه خوریش به تو نیومده
داستان طولانی بود حوصله نداشتید بخونید کوتاهش کردم

3 سال پيش

خداوندا....

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد !!...

تقصیری ندارد...

قاصر است

کم می آورد در برابر بزرگی ات...

لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت

در دلم اما همیشه

ذکر خیرت جاریست !!....

3 سال پيش

هوایت دستهای سنگینی داشت وقتی به سرم زد فهمیدم !!!!!!!!!!!

3 سال پيش

روزم از شب رو سیاتر
شبم از شهر بی صدا تر
هر دری رو که زدم من
روی من وا نشد آخر
سر رام یه گرگیه که
چشاش گرفته خون
از کسی نمیبینم
یه نگاه مهربون