متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mehr_dookht

من توان انجام تماممم کار هارو دارم
561
  • جنسیت : زن
  • سن : 19
  • کشور : ایران
  • استان : گیلان
  • شهر : رشت
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : هرروز میکشم
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي تخيلي
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : خبرنگار
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : آزاد
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : خبر نگاری بیکار که رشته تحصیلیش گرافیکه
    عاشق فرانسس و نویسندگی هم میکنه"
  • علایق من : کتاب
    ورزش
    سفر
    تیر اندازی
    اینتتتتترنت
    نویسندگی
  • ماشین من : فولکس
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : گیاهخواری بیش نیستم
  • ورزش مورد علاقه : ژیمناستیک
  • تیم مورد علاقه : استقلال
  • خواننده مورد علاقه : سیامک عباسی.رضا یزدانی.دال بند.رستاک حلاج .مرجان فرساد.بمرانی بند .پالت
  • فیلم مورد علاقه : در دنیای تو ساعت چند است
  • بازیگر مورد علاقه : لیلا حاتمی
  • کتاب مورد علاقه : هری پاتر
  • حالت من : کنجکاو
  • فریاد من : من توان انجام تماممم کار هارو دارم
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 108505_headdr6y4cmxz4qvrkmdjtgdf75eytjbfpoh8.jpg
  • آهنگ پروفایل : <!-- Begin www.jenabmusic.com --> <object id="player" height="24" width="138" type="application/x-shockwave-flash" name="player" style="outline: none" data="http://www.jenabmusic.com/cdn/audioplayer.swf"> <param name="bgcolor" value="#FFFFFF"> <param

9 ماه پيش

باریکلا به فریاد

10 ماه پيش

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوز
وسط خاطره ی کوچه ی دل محبوسم

عاشق دلکده ی کوی تو هستم و هنوز
پشت اندیشه ی چشمان دلت محسوسم

شوق دیدار تو دارد دل بی خانه ی من
از سر ذوق به هر گل که رسم ‌می بوسم

از همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو
منم و بانگ مسیحایی این نا قوسم

من و تو ، خلوت کوچه و غروب پاییز
و همان حسرت یک ‌بوسه که من مایوسم

گل گلخانه ی من ، لب بگشا حرف بزن
رحم کن ، دارم از این بی خبری می پوسم

10 ماه پيش

یک خیابان حرف
برای قدم زدن دارم ؛

همدست ندارم !!!

10 ماه پيش

كوچه و خيابان
پر شده از آدمهايى كه
ديگر لازم نيست براى داشتنشان تلاش كنى...
اشاره اى كافيست!
تو اما "خاص" باش...
يك "خاصِ" دست نيافتنى...

10 ماه پيش

خسته ام از این کره معلق خاکی
از قوانین بیرحمانه اش
از دویدن بسوی آنکه مرا ندید
و ندیدن آنکه مرا عاشق بود
نا امیدم وغریب
خدایا
میشود حضانت قلبم را قبول کنی؟؟

11 ماه پيش

زيباترين ويژگی خطر آن است كه
به تو هوشياری و آگاهی می‌بخشد .
بندباز نمی‌تواند به گذشته يا آينده فكر
كند ؛ فقط بايد در فكر اين لحظه باشد !