متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mehditala

روزگار غریبیست نازنین
10279
  • جنسیت : مرد
  • سن : 11
  • کشور : Nicaragua
  • استان : سیستان و بلوچستان
  • شهر : اهل
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 0.5
  • رنگ چشم : سبز
  • رنگ مو : قرمز
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : هرروز میکشم
  • وضعیت زندگی : با زن و بچه
  • اجتماع : خیلی بد بین
  • زبان : French
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي تخيلي
  • وضعیت تاهل : تنها / هرگز نمیخوام ازدواج کنم
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : سیکل
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : طبقه پایین جامعه
  • وضعیت کار : خانه دار
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : بی تفاوت
  • فریاد من : روزگار غریبیست نازنین
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 65394_headg1ptf7ht9ug59vzs15gc7efzdgjycgfk7v.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/6/6c446590e6bf0e8d3e13d60544634f67.mp3

5 روز پيش

1389/07/18

11 روز پيش

خوشا دیدار ما در خواب...

12 روز پيش

گفت دانايي که: گرگي خيره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرم جاريست پيکاري سِتُرگ

روز وشب مابين اين انسان وگرگ

زور بازو چاره  اين گرگ نيست

صاحب انديشه داند چاره چيست

اي بسا انسان رنجور پريش

سخت پيچيده گلوي گرگ خويش

وي بسا زور آفرين مرد دلير

هست در چنگال گرگ خود اسير

هرکه گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته ميشود انسان پاک

وآن که از گرگش خورد هردم شکست

گرچه انسان مي نمايد گرگ هست

وآن که با گرگش مدارا مي کند

خلق و خوي گرگ پيدا مي کند

در جواني جان گرگت را بگير

واي اگر اين گرگ گردد باتو پير

روز پيري گرکه باشي همچو شير

ناتواني در مصاف گرگ پير

مردمان گر يکدگر را مي درند

گرگهاشان رهنما و رهبرند

اين که انسان هست اينسان دردمند

گرگها فرمانروايي مي کنند

وآن ستمکاران که باهم رهبرند

گرگهاشان آشنايان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها، غريب

با که بايد گفت اين حال عجيب؟