متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mehdi_ak

عزت یوسف اگر ورد زبان همه شد//قیمتی داشت که بیچاره زلیخا پرداخت
8144
  • جنسیت : مرد
  • سن : 30
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : آزاد
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : آزاد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : ادم تقریبا خوب
  • علایق من : دوست دارم مداحی کنم واواز سنتی بخونم
  • ماشین من : وانت
  • آدرس وبلاگ : تبریر شهرستان بناب
  • غذای مورد علاقه : املت
  • ورزش مورد علاقه : کشتی
  • تیم مورد علاقه : کشتی
  • خواننده مورد علاقه : شجریان
  • فیلم مورد علاقه : رزمی
  • بازیگر مورد علاقه : پرستویی
  • کتاب مورد علاقه : مذهبی
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : عزت یوسف اگر ورد زبان همه شد//قیمتی داشت که بیچاره زلیخا پرداخت
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : بهمن
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 19826_headnes2zv3t9ex3yhx8r8cbn2vvtb2nbs9oxr.jpg
  • آهنگ پروفایل : س

3 هفته پيش

Are Probably Feeling The
Same, But I Don’t Think
It’s Possible For You To
Miss Me As Much As I’m
Missing You Right Now

ƤƛƦӇƛM

3 هفته پيش

اكثر انسانها حتی جسارتِ دور ريختن
لباسهايی كه مدتهاست بدون استفاده . .
در كمدهايشان آويخته شده را ندارند . .
بعد از آنها توقع داريم كه باورهای غلطی را
که قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است
به راحتی كنار بگذارند و دور بريزند . . .

جهل نرمترين بالشی ست كه بشر ميتواند
سر خود را بگذارد و آرام بخوابد.

3 هفته پيش

بی معرفت نیستم

ولی مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردنه منه نمیشم
ƤƛƦӇƛM

4 هفته پيش

کاری به این ندارم
بهار باشد یا زمستان
تیر بی رحم و سوزان باشد
یا همین آذر وامانده

اینکه در چهارچوب شکسته ای
آویزان به دیوار نم زده ی اتاقکم
شهرزاد هزار و یک شبم شده ای و برایم قصه می بافی
خوب می خوابم

حالا چه فرقی می کند
کمی بغض با گریه
حالا چه فرقی می کند
سیگار با سیگار
چه فرقی می کند
لمیده بر بی کران رویا
یا انزوای یک سکوت مرگ بار
خیالت که برایم مانده
مرا به وجد می آورد

بمان
همین گوشه ی منجمد خاطرات گذشته ام
که گاه و بی گاه
دلیلی برای خنده هایم باشی