متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - marjan21

  • جنسیت : زن
  • سن : 25
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : خوشتیپ / مد روز
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : با مادر
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

دنیا مثل شهربازی شده ، جایزه بازی با آدما ، یه عروسک دیگست !!!
Mr_satan

2 سال پيش

دوستم میگه: هر شب که اخبار شبانگاهی قیمت سکه رو اعلام میکنه زنم میپره بالا و با خوشحالی دست میزنه

بعد لم میده رو مبل و با لبخند نیگام میکنه ؟!؟!

کسی میدونه چرا؟

2 سال پيش

بهش سر بزنین مطلبی جالب برای یاداوری چند نکته که بی جواب مونده

http://www.hamkhone.ir/member/7342/blog/view/118465

2 سال پيش

وقتي رفيق زندگيم تنهاييه
دوري و فاصله برام يادگاريه
وقتي كه سرد و بي صدا تلخي ميشينه تو نگام
تو نيستي و باز اسير دست گلايه هام

دلتنگتر از هميشه ساكت و سردم
پر از دلشوره هاي دلتنگي دنبال تو مي گردم
تو دوري و من دورتر از تو به خودم
اما بيزار از دوري منتظر ثانيه هاي آخرم

سهم من از عشق تو غربت شد
تمام جاده ها واسه من بن بست شد
قصه ي تنهايي من افسانه نيست
ثانيه هاي عمر من بي بهانه نيست
سرشار از تهي پر شدم از خيال
بي تو موندم با يه دنيا آرزوهاي محال

سايه دلتنگي هاي بي انتها ممتد شد
حتي هر ثانيه واسم پر از قصه درد شد
چه ساده بغض و وجودم شكست
تنها دلخوشي زندگيم درا رو بست

دفتر خاطره ها چه ساده بسته شد
دل از غربت و تنهايي خسته شد

صالح (نوستالژِی) 1388

2 سال پيش

دلتنگ که باشی
گور کن خاطرات خویشی
شوریده رنگ
تا غربت اشکبار غریبی را بر تل زخم دلتنگی جستجو کنی

2 سال پيش

وضعیتی شده هرچی خوبی کنی،پای لرزشم باس بشینی...