متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - shabgardetanha

مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهداء کنم باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم نجات بخش زندگی دیگری باشد
16161
  • جنسیت : مرد
  • سن : 34
  • کشور : ایران
  • استان : البرز
  • شهر : کرج
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي اجتماعی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : نمیخواهم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : کارمند
  • درآمد : معرکه
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : پایه دوستی باش تا ته خط باهات میام
  • علایق من : عاشق طبیعت و گردش و مسافرت
  • ماشین من : maxima
  • آدرس وبلاگ : ندارم خوشمم نمیاد
  • غذای مورد علاقه : عدس پلو
  • ورزش مورد علاقه : کوهنوردی
  • تیم مورد علاقه : PERSPOLIS
  • خواننده مورد علاقه : امید ، مرتضی پاشایی ، رضا صادقی ، بهنام صفوی ، داریوش
  • فیلم مورد علاقه : قصه های مجید
  • بازیگر مورد علاقه : کامبیز دیر باز، کامران تفتی ، مهدی فخیم زاده ، قدرت اله ایزدی ،پرویز پرستویی
  • کتاب مورد علاقه : شازده کوچولو
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهداء کنم باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم نجات بخش زندگی دیگری باشد
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : مرداد
  • تعداد اخطار : انتخاب كنيد
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 38811_headdrdreuop5j3ek4gbcghzb8hk9no5rt9uad.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 هفته پيش

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای

که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد

و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و

به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه،

زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید.

بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که

به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب،

چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی

و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و

کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که

هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و

راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و

بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند

با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی

شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید،

تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم،

ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی

دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست،

کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند ...

( اهداء عضو اهداء زندگی )

shabgarde.tanha

5 هفته پيش

گاهی وقت‌ها
دلت می‌خواهد با یکی مهربان باشی
دوستش بداری
وَ برایش چای بریزی
گاهی وقت‌ها
دلت می‌خواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام،
می‌آیی قدم بزنیم؟
گاهی وقت‌ها
دلت می‌خواهد یکی را ببینی
بروی خانه بنشینی، فکر کنی
وَ برایش بنویسی
گاهی وقت‌ها...
آدم چه چیزهای ساده‌ای را ندارد!

5 هفته پيش

زندگی معلم بزرگی است…:

زندگی می آموزد که شتاب نکن.

زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی

دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده

شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز شده است.

زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.

زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند

بعدا که می گذری و تو در آن لحظه

بی تابی می کردی و این را نمی دانستی.

زندگی زیباست!

shabgarde.tanha

6 هفته پيش

قوی باشید
تا هیچ چیز
"ذهنتان" را به هم نریزد
در هر گفتگویی با دیگران
کلامی از سلامتی
شادی، محبت و برکت
بر زبان بیاورید
و به تمام موجودات زنده
با لبخند نگاه کنید...

6 هفته پيش

زن زیبـاســت …
چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است …
چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش …

چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت
و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی …

چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده
و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند …

زن زیباست …
آن زمانی که خسته از همه تُهمتها و نابرابریها
باز فراموشش نمی شود ؛
مادر است ، همسر است ، راحت جان است . . .

6 هفته پيش

اگر هنوز در سَرت هست،
پس ارزشمند است،
به خاطرش خطر کن...!