متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - majid_z

مــا مغــــــــــرور بودیم وقتـــی غــــــــــــــــرور مـــــــــد نبــــود
777
  • جنسیت : مرد
  • سن : 27
  • کشور : ایران
  • استان : همدان
  • شهر : همدان
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : فندقی
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با مادر
  • اجتماع : خیلی خوش بین
  • برنامه مورد علاقه : فيلم ها ي خشن
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : میخواهم
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : دانشجوی زبان
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : مغرور/با تعصب/مهربون
  • علایق من : ايران/بارون/بهار/برف/زمستون/فوتبال/بارسلون/قرمز/باشگاه6تایی ها/کلش/گوشیم/دوستام/و و و و......
  • ماشین من : کفشام و دوچرخم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : باقالی پلو
  • ورزش مورد علاقه : فوتبال /فوتسال/شنا /تیر اندازی/کیک بوکس
  • تیم مورد علاقه : باشـــــــــــــــــــــــــــگاه 6تاییا/تیکی تاکا اســـــــپانیا
  • خواننده مورد علاقه : حــــامـد زمـــانـی // مـــــــازيـــــــــــــار فلّاحــــــــــي
  • فیلم مورد علاقه : 3:10toyoma/skyfall/teken/Killer Elite/safe/dictator/hitman/django unchained/Sherlock Holmes/kheyli ziyade
  • بازیگر مورد علاقه : واویلا اینم خیلی زیاده خــــــــلـــی
  • کتاب مورد علاقه : غیر از کتابای درسی حال ندارم بخونم
  • حالت من : معترض
  • فریاد من : مــا مغــــــــــرور بودیم وقتـــی غــــــــــــــــرور مـــــــــد نبــــود
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 35950_headtvxqtg7nzj44duvqaofhtuuterb9vjvf5j.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://dl.beheshtdl.in/sound/sorod%20&%20mosighi/90-6/Saeid%20Shahrouz%20-%20Setare%20Poosh%20(128).mp3

16 ماه پيش

خدایا..من دلم قرصه!!
کسي غير از تو با من نيست
          خيالت از زمـين راحت
           که حتي روز،روشـن نيست    کسي اينجا حواسش نيست.. که دنيا زير چشـماته
   يه عمره يادمون رفته
           زمين دار مکافاته.

1 سال پيش

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت …
پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم ....
بچه هاش شاد میشدن …
برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت …
چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….
پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم !
زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر !
زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد …
پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. پیر شی ! خیر بیبینی این شب چله مادر!


1 سال پيش

الهی !
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی "

+5