متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mahtab3408

**دشمناتو فراموش کن، تنها کسی که میتونه تو رو ب خاک سیاه بشونه ، یه دوست کاملا مورد اعتماده **
7362
  • جنسیت : زن
  • سن : 11
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : **دشمناتو فراموش کن، تنها کسی که میتونه تو رو ب خاک سیاه بشونه ، یه دوست کاملا مورد اعتماده **
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 137916_headc4r8m3a8xgk64tomb8qz7n8hyj15qugso.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 هفته پيش

تقدیم با احترام بانو مهتاب گرامی و بسیار محترم
+5
320

3 هفته پيش

تقدیم با احترام بانو مهتاب گرامی و محترم
+5
318

4 هفته پيش

تقدیم با احترام بانو مهتاب
+5
316

4 هفته پيش

تقدیم با احترام بانو مهتاب گرامی و محترم
+5
313

4 هفته پيش

مثنوی یک قصه‌ای دارد حکایت یک گاو است که از صبح تا شب، توی یک جزیره سبزِ خوش آب و علف مشغول چراست. خوب می‌چرد، خوب می‌خورد، چاق و فربه می‌شود، بعد شب تا صبح از نگرانی اینکه فردا چه بخورد، هرچه به تن‌اش گوشت شده بود، آب می‌شود !
حکایت آن گاو، حکایت دل نگرانی‌های بیخود ما آدم‌هاست. حکایت‌‌ همان ترس‌هایی، که هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتد، فقط لحظه‌هایمان را هدر می‌دهد. یک روز چشم باز می‌کنی، به خودت می‌آیی، می‌بینی عمری در ترس گذشته و تو لذتی از روز‌هایت نبردی .
معتاد شده‌ایم، عادت کرده‌ایم هر روز یک دل‌مشغولی پیدا کنیم. یک روز غصه گذشته ر‌هایمان نمی‌کند، یک روز دلواپسی فردا ...
مدتی‌ست فکرم مشغول این تک بیتِ «باید پارو نزد وا داد» شده است. خوب است گاهی، دلمان را به دریا بزنیم، توکل کنیم و امیدوار باشیم موج بعدی که می‌آید ما را به جاهای خوب خوب می‌رساند ...
باور کنید‌‌ همان فکرش هم خوب است، شما را به جاهای خوب خوب می‌رساند !

5 هفته پيش

ღ♥_________✿✿
ღ♥_________✿✿
ღ♥________✿✿
ღ♥_______✿✿
ღ♥______✿✿
ღ♥______✿✿

http://www.coca.ir/wp-content/uploads/2020/03/%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA.jpg

سلاملکم
ღ♥_______✿✿
ღ♥________✿✿
ღ♥_________✿✿
ღ♥__________✿✿
ღ♥__________✿✿
ღ♥_________✿✿
ღ♥________✿✿