متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mahdiey

حواسمون باشه... دل آدما شیشه نیست
11177
  • جنسیت : زن
  • سن : 27
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : فندقی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : آدمها فراموش نمیکنند …
    فقط دیگر ساکت میشوند … همین !
  • علایق من : هيچي
  • ماشین من : خر
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : کباب راستی عاشق پاستیلم و البته لواشک
  • ورزش مورد علاقه : شنا
  • تیم مورد علاقه : بسکتبال
  • خواننده مورد علاقه : خراطها
  • فیلم مورد علاقه : هرچی که خنده دار باشه
  • بازیگر مورد علاقه : هیچ کدومشون بدرد نمیخوره
  • کتاب مورد علاقه : دریا
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : حواسمون باشه... دل آدما شیشه نیست
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 روز پيش

از حکایات خانمی از گروه بغلی .من و همسرم با هم بگو مگو کردیم؛ از دست شوهرم ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم.لباسم را از پشت گرفت و مانع خروجم شد

در حالیکه من اندوهگین و ناراحت بودم گفتم؛ از من دور شو؛ بخدا نمیخام حرفاتو گوش بدم؛ قصد نکن منو راضی کنی بمونم؛ من خیلی از دستت ناراحتم..
مایل نیستم صداتو بشنوم حتی یک کلمه پس خواهش میکنم ولم کن
و هنگامیکه سرم را به عقب برگرداندم دیدم پیراهنم به دستگیره درب گیر کرده و شوهرم در مکان خودش نشسته و از خنده روده بر شده..!

6 هفته پيش

ماجرای من و تو، باورِ باورها نیست
ماجراییست که در حافظهِ دنیا نیست

نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وَهم
ذاتِ عشقیم که در آینه ها پیدا نیست

تو گُمی درمن و من درتو گُمم باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست

شب که آرام تر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدارِ تو تا فردا نیست

من و تو ساحل و دریای هَمیم اما نه!
ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست

7 هفته پيش

داشتم غصه ميخوردم...
توش مو بود!
ديگه نخوردم...
مو تو غصه هاتون

*****