متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - lidaaa

  • جنسیت : زن
  • سن : 22
  • کشور : ایران
  • استان : بوشهر
  • شهر : فشک
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : خاکستری
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : مد روز
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي ورزشي
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : نمیخواهم
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : عاشق
  • فریاد من : قضاوت بصری ممنوع
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : فروردین
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 هفته پيش

رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود و مردم از ترس کرونا با فاصله از هم واستاده بودن
قصابه ، گوشت هرکی آماده میشد اینجوری صداش میزد:
گوساله کی بود ؟؟
گوسفند بیا جلو !
به یکی هم گفت: تو گوسفندی؟؟
گفت نه آقا من گاوم

3 هفته پيش

باران بیا با هم به کوهستان بباریم
یا نم نمک برباغ و بر بستان بباریم

هر جا که باریدیم صدها نکته دیدیم
حالا بیا محض دل مستان بباریم

3 هفته پيش

باران بیا با هم به کوهستان بباریم
یا نم نمک برباغ و بر بستان بباریم

هر جا که باریدیم صدها نکته دیدیم
حالا بیا محض دل مستان بباریم

3 هفته پيش

به بعضیام باید گفت :
واسه کسی دورویی کن که حوصله
همون یک روتم داشته باشه
.

3 هفته پيش

‏یه روزی به این میرسی
‏که آرامش داشتن با یه نفر
‏از عاشق یه نفر بودن
‏خیلی لذت بخش تره...

2 ماه پيش

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه‌ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه‌ی خوشبخت بنگرم