متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - khosrow42

خدایا همان باشم که تو میخواهی نه اونی که خودم میخوام
117
  • جنسیت : مرد
  • سن : 46
  • کشور : ایران
  • استان : آذربایجان غربی
  • شهر : ماکو
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي سياسي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : فعلا مغازه دارم/برنز فروشی
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : 405
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : همه ی غذا ها
  • ورزش مورد علاقه : کوهنوردی
  • تیم مورد علاقه : هیچکدام
  • خواننده مورد علاقه : هرکی خوب بخونه و با مسما باشه
  • فیلم مورد علاقه : شهرزاد/ههههه
  • بازیگر مورد علاقه : خودم
  • کتاب مورد علاقه : کتابهای دینی / تاریخی / سیاسی
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : خدایا همان باشم که تو میخواهی نه اونی که خودم میخوام
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : فروردین
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 96937_head76ozqccdtqfpg1zcrj15jjhoyo3585551h.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

9 ماه پيش

گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری .....

تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی .......

گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش ....

گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی ......

اون وقت خدا هم میخنده .....

گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی .......

9 ماه پيش

میروم

می روم تا در میخانه کمی مست کنم / جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

بی خیال همه کس باشم و دریا باشم / دائم الخمرترین آدم دنیا باشم ......

آن قدر مست که اندوه جهانم برود / استکان روی لبم باشد و جانم برود

برود هر که دلش خواست شکایت بکند / "شهر باید به من و مستی ام عادت بکند"

9 ماه پيش

در قلب من اگر.......

در قلب من اگر هوسی دیده‌ای بگو
یك لحظه جای پای كسی دیده‌ای بگو

روراست با تو حرف زدم ، در كلام من
گر نكته‌های پیش و پسی دیده‌ای بگو

دیریست در هوای دلم پر نمی‌زنی
در دست من اگر قفسی دیده‌ای بگو

از من كه در تو با دل و جان ذوب می‌شوم
نزدیك‌تر به خود چه كسی دیده‌ای ؟ بگو

پیداست ریگ‌های كفم ، بس كه روشنم
در رود من تو خار و خسی دیده‌ای بگو

تو نونهال عمر منی گر به چشم خود
با من تو قیچی هَرَسی دیده‌ای بگو

9 ماه پيش

دمه عيد است، گفتم خانمها ياد بگيرند.

شوهر گفت :دوستت دارم زن گفت :منم دوستت دارم شوهر گفت :ثابت کن,داد بزن تا همه دنیا بفهمند که دوستم داری. . . زن در گوشش اهسته زمزمه کرد :دوستت دارم. شوهر گفت: چرا داد نمیزنى چرا نجوا میکنى!!! زن گفت :چون تو تمام دنیای منى... . . . و اینگونه بود که مرد گول خورد و يک سرویس طلا رفت تو پاچش . دمه عیده گفتم یه چیزی یاد بگیرید