متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - kavex

امتحان کنید: یک روز فقط راست بگویید!
547
  • جنسیت : مرد
  • سن : 35
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : خاکستری
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : با خواهر و برادر
  • اجتماع : خیلی مغرور
  • زبان : English
  • برنامه مورد علاقه : اصلآ تلوزيون نگاه نميكنم
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : مهندس مکانیک
  • درآمد : عالی
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : چپ و اصلاح طلب
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : از مد روز متنفرم. اگرخیلی زشتید بهتره بیخیال شید. من معمولیم و قیافه هم تا حدودی برام مهمه. برای شما هم مهمه! زیبایی رو در کنار سادگی تحسین میکنم. بمن نگید بشرط ازدواج باهم آشنا میشیم. اگه عرضه دارید دیگرانو وادار کنید به پاتون بیفتن. با کمال میل با کسی که دوستم داره ازدواج میکنم. اما اول باید اعتماد بوجود بیاد. آشنایی به شرط ازدواج احمقانه ترین چیزیه که زیاد شنیده میشه.
  • علایق من : سالها پیش یه دانشجو بودم با چیب خالی ولی بندرت تنها بودم. خانوما صادق تر و نیت ها بیشتر عاشقانه بود تا مادی. حالا فریاد میزنم آهای کسی هست که بخواد دوسش داشته باشم و دوسم داشته باشه؟ دو نوع جواب شنیده میشه: - اگه با من ازدواج میکنی..... - ماشین و خونه داری؟
    من از هر دو نوع حالم بهم میخوره.
  • ماشین من : ندارم (اگه براتون مهمه بای بای!)
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : آش رشته
  • ورزش مورد علاقه : فوتبال، شنا و کوهنوردی
  • تیم مورد علاقه : هر تیمی که ژنرال سرمربیش باشه!
  • خواننده مورد علاقه : استاد شجریان و پسرشون
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : جانی دپ، رابرت دنیرو و آل پاچینو، راسل کرو، دی کاپریو و ....
  • کتاب مورد علاقه : مارکز، بل، داستایوسکی، همینگوی
  • حالت من : بی تفاوت
  • فریاد من : امتحان کنید: یک روز فقط راست بگویید!
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : اسفند
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 110906_headmy564fxnk8ayy6j5nav79tbx6ntu7tvhg.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 روز پيش

صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی

4 هفته پيش

+++++++

2 ماه پيش

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﺮﯾﺪ
ﮐﻪ ﺣﯿﺎﻃﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﯽ ﺍﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺒﯽ
ﺣﺴﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ , ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﺗﻠﺦ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻭ ﺭﯾﺨﺘﻦ
ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺁﺯﺍﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ .
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺩﯾﺪ ﯾﮏ ﺳﻄﻞ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﺩﺭ
ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺳﻄﻞ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ ، ﺑﺮﻕ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﻮﻩ
ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﯼ ﺣﯿﺎﻁ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ
ﺑﺒﺮﺩ .
ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ
ﺷﺪ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﻮﺍ ﺁﻣﺪﻩ
ﺍﺳﺖ .
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ،
ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﯾﮏ ﺳﻄﻞ ﺍﺯ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﻫﺮ ﮐﺲ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺍﺭﺩ " . . .