متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - homayun18

  • جنسیت : مرد
  • سن : 24
  • کشور : ایران
  • استان : خراسان رضوی
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : هرروز میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : تنها / هرگز نمیخوام ازدواج کنم
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : کارشناس حسابداری شهرداری
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : هه درباره من فقی بدونین زندگی واسم تموم شدس
  • علایق من : یکی بود همه علاقم ب همون تموم شد حالا ک نیس علاقه ب زندگی هم دیگ ندارم
  • ماشین من : پژو
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : قرص
  • ورزش مورد علاقه : اشک
  • تیم مورد علاقه : تیمی ک عشقم درست کرد تا منو بکوب زمین
  • خواننده مورد علاقه : بهزادپکس.پاشایی.2fm.تتلو.زد بازی.مازیا فلاحی
  • فیلم مورد علاقه : فیلمی ک عشقم جلوم بازی کرد
  • بازیگر مورد علاقه : عشقم
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : شوکه
  • فریاد من : هه بی دلیل ولم کرد
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : فروردین
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/6/fd8286dedcaefb50c872c5ef91b40574.mp3

3 هفته پيش

مادربزرگ هميشه ميگفت:‌ دردِ تن يك جا نمى ماند!

كليه مي زند به كمر،كمر مي زند به پا،

پا مي زند به قلب...

ميگفت: درد هى توى تَـنِت تقسيم ميشود!

اما دردِ روح قُلمبه مي شود. يك جا اَمانَـت را مى بُـرَد،

هركسي هم كه از راه برسد

و بپرسد چه مرگت است؟

فقط ميشود دستت را روى زانو و كمرت بگذارى

و ناله كنى كه تير مي كشد.

درد روح را نميشود نشان كسى داد ..

3 هفته پيش

پیش نماز مسجد بالای منبر میگفت:

در قنوت میتوان به زبان مادری هم با خدا سخن گفت و مناجات کرد.

چند وقتی ست نمازم طولانی شده...

من انقدر گستاخ شده ام که در قنوتم ، با خدا ، از تو سخن میگویم !

نمازم هم بوی تو را میدهد!

فکری به حالم بکن

اینگونه اگر پیش برود ...

میترسم به سمت چشمان تو اقتدا کنم ... !

2 ماه پيش

درد داره موقعی ک دلتنگشی ولی اون عین خیالش نیس
موقعی ک بهت بعد ی سال میزنگ نتونی قربون صدقش بری
موقعی ک میتونی بهش بزنگی یادت بیاد سری قبل بهت گفته مزاحم و نزنگی
موقعی ک هربار خواست جوابشو بدی ولی بعدش جوابتو دیگ نده
موقعی ک میدونی داره اشتباه میکن نتونی کاری واسش بکنی
موقعی ک دشمناشو دوست میدونه و دوستانشو دشمن
موقعی ک میدون دوسش ندار ولی پاش مونده
موقعی ک میدونه دوسش دارم ولی به رو خودش نمیاره و دلشو گول میزنه
موقعی ک تصویر پروفایل عشقتو چک کنی ببینی یکی دیگ بغلشه
موقعی ک بشنوی اشکشو در اوردن ولی نتونی ارومش کنی مث همیشه
درد واقعی موقعی ک سه سال خاطره سه سال عشق و دوستداشتن یک شبه تموم بشه بفهمی اونیک نفست ب نفسش بنده ،نفسش ب یکی دیگ بند شده .تجربه کردی؟؟؟ن؟؟؟

2 ماه پيش

شب هایی هستن که کلافه روی تختت غلت می زنی، کلافه از درد بی داستانی!

هرکسی باید یه داستان داشته باشه، یه داستان دراماتیک که بتونه واسه بقیه تعریف کنه، شب ها بغلش کنه و بهش فکر کنه.

البته نه که اصلا داستان نداشته باشی، داری، اما به خودت قول دادی که فراموشش کنی...

3 ماه پيش

انصـــاف نبـــود …

رفــتنت با خــودت بـاشــد ،

فـــرامـــوش کــردنت بــا مــن …

3 ماه پيش

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدم
خودم را زدم به فراموشی
اما کجای این فراموشی به فراموشی می ماند؟ وقتی هر روز به وقت تنهایی ام سراغی از خاطراتت میگیرم
لب پنجره می ایستم
خیره به نقطه ای نامعلوم
میبینمت که میخندیدی که میرقصیدی که در آغوشم آرام میشدی
فرق زیادی ست جانم
فرق زیادی ست بین کسی که فراموش میکند با کسی که خودش را به فراموشی میزند...!