متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - hesammo

  • جنسیت : مرد
  • سن : 37
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تجریش
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : متاهل
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : آرایشگر
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : زرتشت
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : صفایی ندارد ارستو شدن خوشا پر کشیدن پرستو شدن
  • علایق من : هنر گریم و آرایش و پیرایش
  • ماشین من : پاژن
  • آدرس وبلاگ : www.theboys.ir
  • غذای مورد علاقه : باقالی پلو
  • ورزش مورد علاقه : ورزشهای رزمی
  • تیم مورد علاقه : پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : مازیار فلاحی
  • فیلم مورد علاقه : تروریست
  • بازیگر مورد علاقه : پرویز پرستویی
  • کتاب مورد علاقه : كتاب 'نبرد من' نوشته آدولف هیتلر
  • حالت من : خواب آلود
  • فریاد من : .. I LOVE YOU
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : فروردین
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 108340_head1tqez1dy15ndpd7s5tfvdjcyqaq39rr1b.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/6/1df8b986823406f90e18a1db04575863.mp3

3 ماه پيش

بی قرار توامُ
در دل تنگم گله هاست...
آه چه بی تاب شده ام
عادت کم حوصله هاست
"فاضل نظری"

3 ماه پيش

اسفند
خواهش پسر بچه ای ست وسط پیاده رو که:
"ماهی قرمز می خواهم!"
شوق زوجی ست که در شلوغ ترین عصر شهر به دنبال لباس نامزدی، مغازه ها را می گردند.
حال خوشِ دستفروشی ست که می تواند چند روزی بی دغدغه ي مامورین بساط کند.
قول پدری ست به دخترش که:
"بازار شب عید خوب است؛ لباس عیدت جور است!"
امید یک بیمار سرطانی ست به بهار؛ به رویشِ دوباره موهایش.
غرغر دخترکی ست که به اجبار مادر باید دستی به سر و روی اتاقش بکشد!
شک و تردید پیچاندن کلاس ها:
"از بیستم یا بیست و پنجم؟"
اسفند
حس هم آغوشی گربه های روی بام و عطر گندم هایی که کم کم باید سبز شوند...
عطر خوشی است!
بوی عیدی بوی کاغذ رنگی...

4 ماه پيش

پیدا کردن نیمه گمشده مثل بازی با خمیر میمونه!

وقتی می گردی دنبال نیمه گمشدت،
منتظری کسی پیدا شه که همانطوری که تو هستی، زندگی کنه، آهنگ گوش بده، فکر کنه، حرف بزنه، درست مثل یه نیم کُره فلزی که واسه کامل شدن دنبال یه نیم کُره دیگه می گرده.

بعد یه آدم خمیری پیدا میشه که می تونه تغیر شکل بده، مثل تو زندگی کنه، آهنگ گوش بده، فکر کنه، با خودت میگی این همونه که دنبالش بودم...
اما خب اون خمیریه، موندنی نیست، تو سختی ها کم میاره، با اولین ضربه شکلش عوض میشه، وا میره، از دست میره، چند وقت بعد می بینی نیمه گمشده کسی شده که هیچ شباهتی به تو نداره!

حاضرم نیمه گمشدم یه مثلث متساوی الاضلاع باشه، اما بمونه!

4 ماه پيش

هیچ گاه تنهایی و کتاب و قلم ،

این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت ...

دیگر چه می خواهم ؟

آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند.

دکتر علی شریعتی

5 ماه پيش

فراموش نکنیم:
از دشمنی تا دوستی
یک لبخند..
از جدائی تا پیوند
یک قدم..
از توقف تا پیشرفت
یک حرکت..
از کینه تا بخشش
یک گذشت..
و از نفرت تا علاقه
یک محبت است
مواظب این یکها باشید

+5