متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - helya

  • جنسیت : زن
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : مازندران
  • شهر : بهار
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : متاهل
  • وضعیت بچه : دارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : معارف و الهیات
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : نرفتم
  • شوخ طبعی : اخمو
  • درباره من : اگه میبنی جواب چت ات یا پیامت رو نمیدم نه اینکه کم آورده باشم ...
    نه
    چون اولا از چت کردن بیزارم
    دوما نه حوصله اش رو دارم و نه وقت اش رو که بخوام خودم رو به کسی ثابت کنم و قانعش کنم
    پس خودت رو بیشتر از این کوچیک نکن
    چون یه بار بشه دوبار رفتی تو لیست سیاه

    سخت ترین کار دنیا قانع کردن یه احمقه..."
    ......
  • علایق من : خدا
    خانواده ام
    هر کاری که احساس خوبی بهم دست بده
  • ماشین من : ماشین شوهرم
  • آدرس وبلاگ : .......
  • غذای مورد علاقه : تمام غذاهایی که خودم درست میکنم
  • ورزش مورد علاقه : ......
  • تیم مورد علاقه : ......
  • خواننده مورد علاقه : حامد زمانی
  • فیلم مورد علاقه : .......
  • بازیگر مورد علاقه : .......
  • کتاب مورد علاقه : نهج البلاغه
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 76993_headb51arps9xz2mvo5pnb8heytabngfeacf53.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 هفته پيش

برای خوب بودن
نیاز به وعده بهشت
و حـــوری نیست...
داش غیرت.................

6 هفته پيش

گاهی خیال میکنم از من بریده ای

بهتر ز من برای دلت برگزیده ای؟



از خود سوال میکنم آیا چه کرده ام؟

در فکر فرو می روم از من چه دیده ای؟



فرصت نمیدهی که کمی دردل کنم ...

گویا ازین نمونه مکرر شنیده ای ...



از من عبور میکنی و دم نمیزنی ...

تنهادلم خوش است که شایدندیده ای ...



یک روز می رسد که در آغوش گیرمت

هرگز بعید نیست، خدا را چه دیده ای




6 هفته پيش

گاهی خیال میکنم از من بریده ای

بهتر ز من برای دلت برگزیده ای؟



از خود سوال میکنم آیا چه کرده ام؟

در فکر فرو می روم از من چه دیده ای؟



فرصت نمیدهی که کمی دردل کنم ...

گویا ازین نمونه مکرر شنیده ای ...



از من عبور میکنی و دم نمیزنی ...

تنهادلم خوش است که شایدندیده ای ...



یک روز می رسد که در آغوش گیرمت

هرگز بعید نیست، خدا را چه دیده ای




6 هفته پيش

آن قَدَر حرف دراين سينه تلنبارشده
که دلم مثنوي« مخزن الاسرار »شده

ترسم اين است که انگشت نمايت بکنم
بس که درهرغزلم ، اسم تو تکرارشده

ترسم اين است که يکباره ببينم درشهر
خبر عاشقي ام ، سرخطِ اخبارشده

رفتنت زلزله اي بود که ويرانم کرد
لحظه ها بعد تو ، روي سرم آوار شده

رنگ روزوشب من هردوسياهست سياه
زندگي بعد تو عمريست عزادارشده..

6 هفته پيش

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادم
عذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا افتادم!

من بمیرم که کمی اشک به چشمت آمد
از همان روز، غمینم، به خدا ناشادم!

گفته بودم که گُلم محرم و نامحرم هست
«زُلف بر باد مَده تا ندهی بر بادم»!

گفته بودم که بسی ناز، فزون‌تر داری
«ناز بنیاد مَکُن تا نَکنی بنیادم»!

من نگفتم که تو حوّایِ منی، حسّاسم
غیرتم ارثِ عزیزی‌ست زِ جدّم آدم؟!

آمدی تا که اسیرم بُکنی با غمزه
من از آن‌روز که عاشق شده‌ام، آزادم!

6 هفته پيش

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادم
عذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا افتادم!

من بمیرم که کمی اشک به چشمت آمد
از همان روز، غمینم، به خدا ناشادم!

گفته بودم که گُلم محرم و نامحرم هست
«زُلف بر باد مَده تا ندهی بر بادم»!

گفته بودم که بسی ناز، فزون‌تر داری
«ناز بنیاد مَکُن تا نَکنی بنیادم»!

من نگفتم که تو حوّایِ منی، حسّاسم
غیرتم ارثِ عزیزی‌ست زِ جدّم آدم؟!

آمدی تا که اسیرم بُکنی با غمزه
من از آن‌روز که عاشق شده‌ام، آزادم!