متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - haniii

یکی بود اما دیگه نیست...
388
  • جنسیت : زن
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : گلستان
  • شهر : گرگان
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي ترسناك
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : محصل
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : یکی بود اما دیگه نیست...
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : خرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

دوست عزیزسلام،بلاگ جدیدگذاشتم در مورد تست شخصیت با میوه مورد علاقه شما...ممنون میشم سربزنی ونظر بدی ،با این کار هم دوستات از شخصیت شما مطلع میشن وهم شمااز شخصیت اونا... خلاصه اینکه ضرر نمیکنی.ممنون از لطفت
http://www.hamkhone.ir/member/9250/blog/view/91072/

2 سال پيش

نابخشوده ای جدیدی متولد میشود . هنوز هم دنیا همان دنیای قبل است. زشت و پلید (در نابخشوده ی 1) . و همان اتفاقات قبل را برای پسر جوان رقم میزند. ولی این دفعه با یک تفاوت . اون پسر یک نابخشوده ی جدیدی را پیدا می کند و عاشقش میشود . او را مثل خود میبیند و دوست دارد حرف های دلشان را با هم بزنند[Lay beside me, tell me what they've done Speak the words I wanna hear, to make my demons run] تا این کار آن ها را آرام کند. آن ها درست مثل هم هستند و دنیا بلا های زیادی را سر آن ها اورده راهی که به آزادی میرفت تا کنون بسته بوده ولی حالا با وجود یک نابخشوده ی دیگر به نظر می آید که باز است[The door is locked now, but it's opened if you're true].

پیش خود فکر میکنند که دیگر همه چیز درست میشود و دیگر تنها نیستند و میتوانند با هم از پس سختی ها برایند. آن دو میتوانند با هم از این بلا ها رها شوند. ولی میبینند که با وجود اینکه باهم هستند هم هنوز خورشید نمیتابد و آزادی محقق نشده است و اندک امیدشان هم از بین میرود.[Through black of day, dark of night, we share this pair of lives, The door cracks open, but there's no sun shining through ,Black heart scarring darker still, but there's no sun shining through]

پس میفهمند که هرگز در این دنیای خبیث آزادی ان ها محقق نمیشود . و آزادی آن ها یک رویا بیشتر نبوده چرا که سرنوشت آن ها نابخشوده بودن است و تغییری نخواهد کرد!
پسر جوان آن دختر را میکشد و کلید عشق اش را در او دفن میکند(تا سرنوشت شوم اش را ادامه دهد) و سپس خود را نیز میکشد و پس از مرگ آنها بالاخره خورشید میتابد . بلاخره میتوانند نور خورشید را ببینند و آزادی را حس کنند چون که مرده اند و از این سرنوشت رها شده اند! [این قسمت از کلیپ این آهنگ دریافت میشود و همچنین I take this key ,And I bury it in you, Because you're unforgiven too]
edit by parham_metalhead

2 سال پيش

آيا از صبح تا شب در فيسبوک واينترنت علاف هستيد؟
آيا هر روز شما مثل روزهاي ديگر است؟
آيا هيچ پيشرفتي نداريد؟
.
.
.
.
ماهيچ پيشنهادي براي شما نداريم
خداشاهده ما هم مثل شماييم

2 سال پيش

لحـظـــهـ هـــآیَـم مـــآل تــو ..

بـهـ ـ قیـمـتـــِ صـِـفـر " تـومــَـלּ "

هَمـیـن کــِ

تـــو کنـــآر مــלּ بــآشــی ؛

ثــروتـمـــنـدتــرین انـســـآنـَم ...!!

2 سال پيش

اگه

1 روز

بهت گفتن

بین زن گرفتن

و

سرطان گرفتن

یکی رو

انتخاب کن

اصلا نترس با شیمی درمانی درس میشی . . .