متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - hakimi

  • جنسیت : مرد
  • سن : 19
  • کشور : ایران
  • استان : مازندران
  • شهر : آرادان
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 85041_headu7abyfa4g5odujdr5642ufd8zbd5o2k8yk.jpg
  • آهنگ پروفایل : هجران

17 ماه پيش

دیگر برایم امیدی نماند
اینجا زندگی پراز تحولات است
منم میروم آن سو
آنجا که هیچ همدمی نیست
درست کنار بغض و حسرت
یا عم در آغوش غم و تنهایی
چی فرقی میکند وقتی که زنده گی بجز نا امیدی چیز دیگری در بساط پهن نکرد
و من مشتری بودم که دست به جیب انداخته
تاشاید ناله فغان یاغمی را به معامله برسانم
ولی چی سود / سودایی که به بیچاره گی بیش بینجامد

فقط میخواهم بروم
نمیدانم به کدام مسیر باید نگریست
اینجا که پرتو یاس و نامیدی همه جا را فراگرفته و من
و من اسیر ترین برده ای هستم که در چنگال این مرحله به اسارت در افتاد
و تو این بار برایم دعا بخوا
نه برای طولانی شدن عمرم
برای پیداکردن مسیری که بتوانم در آن به آرامش قدم بزنم
تو دست به دعا بلند کن
شاید کلیدی در دست افتد
شاید دری گشاده شود
و نوری از امید بر من بتابد

و تو این برا برایم دعا بخوان

17 ماه پيش

به وفای تو قسم /////

بعد از رفتنت

در گوشه ای که سکوت حکم فرما بود

من زانو های تنهایی را در آغوش گرفته بودم

17 ماه پيش

رفتنت را در این شب تاریک بر روی کدام تخته سیاه رسم کنم