متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - hafez20

hafez20
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست... بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
370
  • جنسیت : مرد
  • سن : 53
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : کارمند
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : وقتی دلت تنگ است و لبانت پرازسکوت .. وقتی هیچ اشتیاقی درون حوضچه ی چشمانت نیست ... وقتی سبوس زندگانیت در باد گم می شود ... وقتی لهجه شیدایی بلبلان به گوش نمی رسد ... وقتی تنت از دست حرفها سرد است ... وقتی هیچ کس تو را نازنین خطاب نمی کند ... درهای آسمان که بسته نشده است... دستانت را به سوی رنگین کمان ها بلند کن ... یکی هست که تو را از پس ابرهای تیره و شاید زلال... نازنین صدا کند
  • علایق من : ادبیات و عرفان و فلسفه - شعر و موسیقی و رقص
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : عمیق ترین درد زندگی مردن نیست... بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : آذر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد


7 ماه پيش

arash66 :
{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}

اين همه گل براي چي


11 ماه پيش

arash66 :
{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}{h}

گوش کن
یک نفر آنطرف پنجره بسته
تو را میخواند و نسیم،
لای این پرده آویخته را میکاود
تا تو را در یابد
نور خورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است
لب درگاه تو در یک قدمی می ماند
قلب این پنجره از دست غم پرده به تنگ آمده است
پرده را برداریم
دل این پنجره را باز کنیم
تا که آن نور سپید به سلامی آرام
لب این قفل گره خورده به چشمان تو را باز کند
گوش کن یک نفر در تو، تو را میخواند
و خدایت آرام
در دل تنگ تو آهسته تو را میکاود