متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - golnaz

  • جنسیت : زن
  • سن : 30
  • کشور : ایران
  • استان : خوزستان
  • شهر : اهواز
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : همه ورزش ها رو دوس دارم
  • تیم مورد علاقه : یه زمانی پرسپولیس اما الان تیم ندارم
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 64694_head4vbof8jc5aazepn2njo3xuzbn92sk4mdqo.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

1 سال پيش

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﺩﻭﻭﻭﻭﻭﺭ ...اهواز ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ
ﻣﯽ ﭼﺮﺧﯿﺪ .... ﺯﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ اهواز..... ﯾﻬﻮ
ﺯﻣﯿﻦ ﻭ اهواز ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ..... ﻭ ﭼﻮﻥ
ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ اهواز ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﺯ اهواز ﺟﺪﺍ
ﺷﺪ ﻭ ﺍﺳﻤﺶ ﺷﺪ ﻣﺎﻩ ........ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺎﻫﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻘﺪﺭ اهوازی هستی؛ ﻣﺎ اهوازیا ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺳﻌﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺟﺬﺍﺏ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﻪ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ....... ﻋﺠﺐ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﯾﺴﮏ
ﮐﻤﺮ ﮔﺮﻓتم...

هروقت کسی ازت پرسید بچه اهوازی؟؟؟
بزن روی شونش و با افتخار بگو: کوچولو! اهواز بچه نداره، همه مَردَن بچه میخوای برو تهرون
بزرگترین تفريح ﺑﭽﻪ هاي تهران اينه كه: آنقدر روزشماري ميكنن تا جمعه بشه، 65هزار تومان بدن برن بالای برج ميلاد، از اون بالا اهواز رو نگاه كنن !!!
تازه هم، میدونین چرا بچه های تهران انقدر تميزن ؟؟؟
اينا از بس تو كف اهوازیا موندن تميز شدن !!!.
کپی کن به افتخارهرچی اهوازیه" يه لقمه"نون*
يه كاسه"ماست*
يه عشق"پاك*
يه حرف"راست*
رفاقت"بى كم و کاست*
هرچی"محبت و صفاست*
تو ذات ما اهوازیاست.

.
.
.
.
.
.
.
هر گونه جعل و سوء استفاده از این پیام و به نام شهر دیگری پیگرد قانونی دارد...:-D

1 سال پيش

در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ،
بگذار در گوشت بگویم
” میـــخواهــمــــــــت ” …
این خلاصه ی ،
تمام حرفای عاشقــــانه دنـــیا....!!!

1 سال پيش

تو نیستی که ببینی، چگونه پیچیده است
طنین ِ شعر ِ نگاه ِ تو درترانه ی من

تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد
نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
به روی لوح سپهر
ترا چنانکه دلم خواسته است، ساخته ام !
چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر
هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
به چشم همزدنی
میان آن همه صورت، ترا شناخته ام !

به خواب می ماند
تنها به خواب می ماند
چراغ، آینه ، دیوار، بی تو غمگینند
تو نیستی که ببینی
چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست، از تو می گویم
تو نیستی که ببینی، چگونه از دیوار
جواب می شنوم

تو نیستی که ببینی ، چگونه، دور از تو
به روی هرچه در این خانه ست
غبار سربی اندوه بال گسترده است
تو نیستی که ببینی دل رمیده من!
بجز تو، یاد همه چیز! را رها کرده است

1 سال پيش

زیباترترین "معماری" من ،
ساختن "ذهن و دل" خویشتن است .
در گستره ی وسیع اندیشه ی خود ،
سازه ای باید ساخت ،
با ستونهایی برافراشته از افکارم …
و مصالح ، همه از جنس امید ،
و مراقب باشم ،
نقش "افکار غلط" در ذهنم ،
نقشه ی "تخریب بنیاد" من است
ميتوان زيبا زيست
نه چنان سخت که از عاطفه دلگير شويم
نه چنان بي مفهوم
که بمانيم ميان بد و خوب
لحظه ها ميگذرند
گرم باشيم پر از فکر و اميد
عشق باشيم و سراسر خورشيد
زندگي همهمه ی مبهمی از رد طبق شدن خاطره هاست
هر کجا خنديديم
هر کجا خندانديم
زندگاني آنجاست
بي خيال همه تلخي ها...

1 سال پيش

✘یـه دُختَــــر
باید شَبـــیهِ پَروانــــه باشــــه‌
⇦دیدنش زیـــــبا
✘وَلـــے گرِفــــتَنِـــش سَخت
『بسلامتی هرچی دختر پاکه』

1 سال پيش

تو بادبادک بازیگوشی بودی

که با دنباله ی عطرش

هر روز از خیابان نوجوانی‌ام می گذشت !

و من کودکی که می دوید

می دوید... می دوید... و نمی رسید

کودکی که موهایش جو گندمی شدند،

اما هرگز نخواست بزرگ شود

چرا که بزرگ شدن، فراموش کردن تو بود !

من کودکی بودم که تمام عمر

می دوید و دست تکان می داد،

برای بادبادکی ...

که با بادها می رقصید،

و او را نمی دید ... !