متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - golijoon63

  • جنسیت : زن
  • سن : 35
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 ساعت پيش

خانه ای

خلوت نشین خانه ای بودم،آمدی دررا زدی
بی حیاهوبی سوال،بردل نشستی،سایه ام برهم زدی
ازبرای چند سوال،طُوری به هم ریختی دلم
آتشی بردل فتادی با قضاوت پس زدی
خانه ام زیرروزبرکردی،به ابروی خودت
آن چنان آتشفشانی ، بر دل و جانم زدی
شعله ور کردی دلم را از برای زندگی
بعداز آن با رفتنت کبریت به جانانم زدی.....k1

ديروز

صبح شد

صبح شد،بازدلم حال عجیبی دارد
درپی دوری تو،حِس غریبی دارد
صبح شد ، باز دلم درگیر است
این چنین حال،کمی سنگین است
صبح شد ، چشم به راهت دارم
تا بی آیی وُ نظر بردارم
صبح شد،گوش به صدای قدمت
تیک تیک وُ تاک تاک قدمت
صبح شد ، باد وزیدن بِگرفت
عطر گیسوی تو،بوی جهانی بِگرفت
صبح شد،قلب من ازکاراُفتاد
تا که صوُتی ز دهانت اُفتاد
صبح شد،مغزدگر کار نَکرد
تاگره از گل مُژکان توبازنَکرد
صبح شد،آن چه عجب صبحی بود
صبح زیبا و دل انگیزی بود......k1

5 هفته پيش

رفتم دادگستری

یارو می‌پرسه: شکایت داشتید؟
.
.
.
.
.
.
.

گفتم پ ن پ یه خورده برنج آوردم تا با ترازوی عدالت وزن کنم!


5 هفته پيش

سلااااااام

5 هفته پيش


ای از شب هجر بوده ناشاد!

برخیز که رهسپار شد شب

صبح آمد و بردمید خورشید

از رحمت حق مباش نومید

ملک_الشعرای_بهار