متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - ghazal021

  • جنسیت : مرد
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : لاغر
  • اندازه قد : 0.5
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : کچل
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : هرروز میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : خیلی مغرور
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي تخيلي
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : طلاق گرفته
  • وضعیت بچه : دارم
  • وضعیت سواد : دکتری
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : جراح پلاستیک
  • درآمد : معرکه
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : چت روم «گپ میــــــــــــــــــــهن»
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : فقطwww.gapmihan.com
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : استقلال
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : بد جنس
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : تیر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

بزرگترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم

که چه طور فراموشم می کنند...

2 سال پيش

جالب است ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است به جز احوالم...

2 سال پيش

دو چشم خسته اش از اشك تر بود
ز روي دفترم چون ديده بر داشت
غمي روي نگاهش رنگ مي باخت
حديثي تلخ در آن يك نظر داشت
مرا حيران از اين نازكدلي كرد
مگر اين نغمه ها در او اثر داشت ؟
چا دل را به خاكستر نشانيد؟
اگر از سوز پنهانش خبر داشت
نخستين بار خود آمد به سويم
كه شوقي در دل و شوري به سر داشت
سپردم دل به دست او چو ديدم
كه غير از دلبري چندين هنر داشت
دل زيباپرست من ز معشوق
تمناي نگاهي مختصر داشت
نگاهش آسماني بود و افسوس
كه در سينه دلي بيدادگر داشت!
پر پروانه اي را سوخت اين شمع
كه جانان را ز جان محبوب تر داشت
به پايش شاعري افتاد و جان داد
كه آفاق هنر را زير پر داشت
نمي داند دل پر درد شاعر
چه آتش ها به جان زين رهگذر داشت
ولي داند : « فريدون » تاج سر بود
اگر غير از محبت سيم وزر داشت!

مرا گويد مخوان شعر غم انگيز
كه حسرت عقده گردد در گلويم!
خدا را ، با كه گويم كاين ستمگر
غمم را هم نمي خواهد بگويم!...

2 سال پيش

زخم هایم به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!...

2 سال پيش

وقتی آدمهای کوچک رو برای خودمون خیلی بزرگ کنیم
هم اونها رو به اشتباه می اندازیم هم خودمون رو...

2 سال پيش

آرامتــر تكــانـش دهیــد...
مـَـرگ مَغـــزی شُــده... !!
بــایـد زودتـــر دفــن شــود ،
چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد ،
اِحســـاسَـــم است ...!!
تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود ،
خـــــودم دیـــدم ،
كِســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــت... !!!