متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - fatimagh68

قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنی سعی کن قبلش خودت با کفش های اون راه بری
584
  • جنسیت : زن
  • سن : 28
  • کشور : ایران
  • استان : مرکزی
  • شهر : اراک
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : بیکار
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : ....
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنی سعی کن قبلش خودت با کفش های اون راه بری
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 77128_headmmyv4xcyxpoex6z9mbj18az9mjz695rkfe.jpg
  • آهنگ پروفایل : باران باش ببار نپرس کاسه های خالی از آن کیست

13 ماه پيش

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
شاید آن خنده که امروز دریغش کردیم
آخرین فرصت خندیدن ماست
زندگی همهمه ی مبهمی از رد شدن خاطره هاست
هر کجا خندیدیم
زندگانی آنجاست......

14 ماه پيش

در خيالات خودم در زير باراني که نيست
مي رسم با تو به خانه، از خياباني که نيست
مي نشيني روبرويم، خستگي در مي کني
چاي مي ريزم برايت، توي فنجاني که نيست
باز مي خندي و مي پرسي که حالت بهتر است
باز مي خندم که خيلي، گرچه مي داني که نيست
شعر مي خوانم برايت، واژه ها گل مي کنند
ياس و مريم مي گذارم ، توي گلداني که نيست
چشم مي دوزم به چشمت، مي شود آيا کمي
دستهايم را بگيري ، بين دستاني که نيست
وقت رفتن مي شود، با بغض مي گويم نرو
پشت پايت اشک مي ريزم، در ايواني که نيست
مي روي و خانه لبريز از نبودت مي شود
باز تنها مي شوم، با ياد مهماني که نيست

14 ماه پيش

تو شگفت انگیزی ، سزاوار و دوست داشتنی

این همه را قدر بدان

نه کسی هرگز چون تو بوده و نه کسی چون تو خواهد بود

تو یگانه ای و بدیع

و هر آنچه که از تو چنین موجودی بی همتایی ساخته

در خور عشق است و تحسین

14 ماه پيش

امروز دنیا را به دلخواهت رنگ کن

تابلوی رنگارنگ غروب خورشید را ببین

یک رنگ هم از خودت اضافه کن

مثل بچه ها ساده، پاک و زلال