متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - boroujerd

  • جنسیت : مرد
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : اردیبهشت
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

1 سال پيش

سلام سلام سلام

درود درود درود

اولین فراخوانه آرینه

http://www.hamkhone.ir/member/2924/blog/view/179343/

با اومدنت خوشحالم میکنی


2 سال پيش

روزی دختری غریب برای خواب نزد شیخی رفت تا روزچهارم شیخ قصد تجاوز به دختر را کرد…دختر از پنجره فرار کرد و بهکوچه ی بن بستی رسید.چند مرد مست را دیدو از ترس از بیهوش شد.شبح که چشمانش را باز کرد خود را نزد مادروخواهر آن مرد مست دیدوگفت:از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد….
ترک تسبیح و نماز خواهم کرد….
وسط کهبه دو میخانه بنا خواهم کرد تا نگویند که **مستان ز خدا بی خبرند** . . . . . . . . .
داداامید..................

2 سال پيش

♖♘♗♕♔♗♘♖
♙♙♙♙♙♙♙♙
╗════════╔
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
╝════════╚
♟♟♟♟♟♟♟♟
♜♞♝♛♚♝♞♜

بازی ما سال هاست که شروع شده...
مترسکی گرفتار شطرنج زندگي...
بازی سیاه و سفید...
و نه حتی خاکستری...
و من ، آن مهره ی همیشه تاریک در خانه های همیشه تاریک قدم گذاشته ام...
رخت را به رخم بکش...
من مات توام...
سالهاست که مات توام...
ملکه ی روشنی ها ...
سالهاست که از این شطرنج ، تنها رنجش برای من است...
اما شیرین ترین رنج از آن من است وقتی مات تو می شوم...
مات توام... ...

بــــــــــــلاگ جــــــــــــدید گـــــــــذاشتم خـــــــــــــــوشحال میشم سر بزنین

ممنـــــــــــــــــــــــون

http://www.hamkhone.ir/member/6306/blog/view/100624/

2 سال پيش

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت!!

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت...

دوزخ از تیرگیِ بختِ درونِ تو بوَد

گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت...

"صائب تبریزی"

2 سال پيش

كاش بودنها را قدر بدانيم

به خـــــدا قسم

نبودنها

همين نزديكيهاست . . . !

.........................

بلاگ جدیدم : دیگـــر قاصـــدکـ ها، به دستـ ما نمیرســـند

http://www.hamkhone.ir/member/592/blog/view/87235/

دوست عزیزم ، ممنون میشم با حضور زیبای خودت فضارو رنگین بکنی

راستی نظر یادت نره * ممنون

2 سال پيش

همه چی آرومه
من چقد پول دارم

یه سبد کالا دارم

به خودم می بالم

توی جیب راستم

پسته من میذارم

گوشیمم چه راحت

از جیبم در میارم