متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - bonyamin

  • جنسیت : مرد
  • سن : 22
  • کشور : ایران
  • استان : کرمانشاه
  • شهر : سرپل ذهاب
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : اصلآ تلوزيون نگاه نميكنم
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : سنی
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : نرفتم
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : قورمه سبزی
  • ورزش مورد علاقه : بسکتبال
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : کاریگر
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : بینوایان
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

زندگي دفتری ازخاطرهاست ...

يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

يک نفر همدم خوشبختي هاست ،

يک نفر همسفر سختي هاست ،

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...

2 سال پيش

فاصله ها...
هیچوقت دوست داشتن را کمرنگ نمیکند...
بلکه دلتنگی را بیشتر میکند...

+5


2 سال پيش

سخت است میان هق هق شبانه ات،یهو هایپر استار بهت اس بده :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هویج کیلویی 1500 تومن !!

2 سال پيش

وظایف صدا و سیما:
1- پیدا کردن زنان با حجاب در بازی‌های فوتبال و والیبال!
2- پیدا کردن زنان بی‌حجاب در راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس!

+5

2 سال پيش

پير مرد به منشي اش گفت يک هفته بريم شمال!
منشي به شوهرش گفت يک هفته ميرم ماموريت!
شوهره به دوست دخترش گفت يک هفته خونه خاليه!
دوست دخترش به شاگرد خصوصيش گفت يک هفته ميره مرخصي!
شاگرده به بابابزرگش گفت آقا جون يک هفته تعطيلم ميشه بريم شمال؟! پيرمرد زنگ زد قرارو با منشي کنسل کرد.
زمین گرده مگه نه. . . .