متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

داستان
9 نظر
45 نمایش
مشاهده این مطلب
عمومی

داستان

دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم،بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند.تعدادی هم برای م…

ارسال شده توسط: arsham00
داستان
7 نظر
34 نمایش
مشاهده این مطلب
عمومی

داستان

مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌ش…

ارسال شده توسط: arsham00
روا نبود...
10 نظر
21 نمایش
مشاهده این مطلب
شخصی

روا نبود...

دل با امید وصل به جان خواست درد عشق ان روز درد عشق چنین بی دوا نبود تا اشنای ما سر بیگانگان نداشت غم…

ارسال شده توسط: Pari123
شیخ دزد
5 نظر
29 نمایش
مشاهده این مطلب
عمومی

شیخ دزد

  مردی وارد خانه شد و دید همسرش گریه می کند. ازاو علت را جویا شد، همسرش گفت گنجشک‌هایی که …

ارسال شده توسط: Golshan
قصه ساز
1 نظر
13 نمایش
مشاهده این مطلب
ادبیات

قصه ساز

آنکه جانم شد نوا پرداز او می سرایم قصه ای از ساز او ساز او در پرده گوید رازها سر کند در گو…

ارسال شده توسط: shana27
شب بخیر
4 نظر
25 نمایش
مشاهده این مطلب
عمومی

شب بخیر

خدایا!   مثل همیشه که حواسمان نبود!  و هوایمان را داشتی ،  به ما سلامتی و سر بلندی عط…

ارسال شده توسط: sarra2015
داستان کوتاه
4 نظر
26 نمایش
مشاهده این مطلب
عمومی

داستان کوتاه

یه ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ خیلی ﺧﻮﺵ ﺍﺧﻼﻕ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی.. ﺟﻮ…

ارسال شده توسط: sarra2015
تفکرات قالبی
4 نظر
30 نمایش
مشاهده این مطلب
عمومی

تفکرات قالبی

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﭘﺮﭘﯿﭻ ﻭ ﺧﻢ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﺎ…

ارسال شده توسط: sarra2015