متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - babaee

  • جنسیت : مرد
  • سن : 56
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

اینروزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم ..

ساکتم .. حرف نمیزنم.

نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه!

به این سکوت پیله کرده ام . . . نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!!

اینروزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . .

ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده ..

حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم!

میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم . . .

تا روزے که تو بیایــے !.!.!

روزی که تو باشی و بخواهی برایت حرف بزنم!

تا وقتی برمیگردی اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد!
دلم برات تنگ شده...با يه عالمه حرف كه نمي تونم بزنم.

3 سال پيش

خماري نبودنت را ميكشم رفيق...
اما
هرگز تن به نعشگي با نامردان نخواهم داد....

3 سال پيش

من از ميان واژ ه هاي زلال دوستي را برگزيد ه ام
انجا كه برفهاي تنهايي اب ميشوند در صداي تابستاني يك دوست...

3 سال پيش

اینروزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم ..

ساکتم .. حرف نمیزنم.

نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه!

به این سکوت پیله کرده ام . . . نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!!

اینروزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . .

ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده ..

حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم!

میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم . . .

تا روزے که تو بیایــے !.!.!

روزی که تو باشی و بخواهی برایت حرف بزنم!

تا وقتی برمیگردی اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد!

3 سال پيش

میگویند دلتنگت نباشم ، خدای من ! انگار به آب میگویند خیس نباش

احساسم منم اينجوري
ممنون از اين كه به يادم بودي،يه دنيا برام ارزش داره...

3 سال پيش

میدونی خیلی چیزا داری و خیلی چیزا نداری ؟ مثلا معرفت داری ولی لنگه نداری !