متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - azar02

$یادمان باشد اگرخاطرمان تنهاماندطلب عشق زهربی سروپایی نکنیم$
1405
  • جنسیت : زن
  • سن : 19
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : فيلم ها ي خشن
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : محصل
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : هندبال،والیبال
  • تیم مورد علاقه : اسپرت
  • خواننده مورد علاقه : مهدی احمدوند
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : کنجکاو
  • فریاد من : $یادمان باشد اگرخاطرمان تنهاماندطلب عشق زهربی سروپایی نکنیم$
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

10 ماه پيش

تو نیامدی
و تمام خواب های عاشقانه ام
در برزخ دست هایمان
تعبیر شد
راست می گفتند
چقدر "خواب زن چپ است"!

10 ماه پيش

دقت کردین پسرا بهترین چیزای دنیا رو دارن؟ مثلا شما دخترا!!

10 ماه پيش

دیگه دل
مث قدیم
عاشق و شیدا نمی شه
تو کتابم
دیگه اونجور چیزا پیدا نمی شه .

ذکرچند روزه ی دلم شده همین شعر شاملو .

شاید خاصیت مرداد باشه یا این دل که هنوز فکر میکنه با عشق میشه زندگی کرد .

باز هم سنگینه این قفس

مثل هوای اینجا .

کاش یه جای دیگه بود و هوای دیگه و دل دیگه .

10 ماه پيش

.
شمردن بلد نیستم اما تا دلت بخواهد دوست داشتن بلدم
یک وقتهایی هم می شود که یکی را دوبار دوست داشته باشم !
.

10 ماه پيش

خوشحال و مسرورم
همانند دانشجویی که معتدل ترمش ۱۲ شده و از خطر مشروطی در امان مانده است.

11 ماه پيش

قصه این است

روبروی هزار آیینه هم که بایستم

تصویر تو را می بینم.

ترجیع بند دلم شده ای نازنین!

می روم و می آیم و از تو می نویسم

گرچه فاصله ی بین ما اندک نیست

و دست دلم به تو نمی رسد

هر بار که ماه را ببینم آرام می شوم

دلخوش به اینکه آسمان ما یکی است

حالا که نیستی چه فرقی می کند

روز باشد یا شب؟

بهار باشد یا پاییز؟

قصه این است که در گذر همه ی فصل ها

من، دلم فقط تو را می خواهد.