متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - autumn_sunset

  • جنسیت : مرد
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : خوزستان
  • شهر : آبادان
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : متن ها متعلق به کسی نیس امضای خودم"بامداد"پای متن هاست...همین
    وبلاگم:http://asrejomeman. mihanblog.com
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : http://asrejomeman.mihanblog.com
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 130314_headc5z2fhe61kp5dnsxhahvozvxceed8e854.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/6/42b3158fa9cf88a5f2c7f8622a563e3b.mp3

2 ماه پيش

می‌دونید چرا لاک پشت، نماز نمی‌خونه؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

چون لاک داره وضوش باطله!

اینشتین زنگ زده می‌گه بیا تبادل اطلاعات کنیم

من رفتم فعلاً

2 ماه پيش

autumn_sunset :
ای جانم ..این شعر رو از کجا آوردی؟

از وبلاگتون دزدیدم

2 ماه پيش

pariw :
آه تنهاییم را به سخره گرفته اند

دستانی که نبودنت را، به آغوش کشیده اند

باز برگرد ای هوای زنده بودن

که نفس ها در گرمگاه، به عفونت نشسته اند

چشم ها از پلیدی پشت پلک هاشان

زیبایی تو را نشانه گرفته اند

باز نگذار به نگاهی آلوده ات کنند

پاکانی که وام از مرده گرفته اند

اکنون ساعت هایم شماره ندارند

رفتنت را نفس هایم اندازه گرفته اند..

"بامداد"

:-x:-x:-x:-x

ای جانم ..این شعر رو از کجا آوردی؟

2 ماه پيش

آه تنهاییم را به سخره گرفته اند

دستانی که نبودنت را، به آغوش کشیده اند

باز برگرد ای هوای زنده بودن

که نفس ها در گرمگاه، به عفونت نشسته اند

چشم ها از پلیدی پشت پلک هاشان

زیبایی تو را نشانه گرفته اند

باز نگذار به نگاهی آلوده ات کنند

پاکانی که وام از مرده گرفته اند

اکنون ساعت هایم شماره ندارند

رفتنت را نفس هایم اندازه گرفته اند..

"بامداد"