متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - asaligol

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
247
  • جنسیت : زن
  • سن : 28
  • کشور : ایران
  • استان : اصفهان
  • شهر : اصفهان
  • فرم بدن : لاغر
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : اصلآ تلوزيون نگاه نميكنم
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : کارمند
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : الویه
  • ورزش مورد علاقه : شنا
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : پاشایی
  • فیلم مورد علاقه : کره ای
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : چهار اثر فلورانس
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 76532_headynk8t3k88k2t5adqfm8b126o2h3t3tzr79.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

1 سال پيش

خب آدمی ست دیگر

دلش تنگ می‌شود

حتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیده

الان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله؟

آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را نمی‌کنی

از همانجا که گم می ‌شوند

تعدادشان هم کم نیست هی می آیند و می روند

اما این تویی که توی آمدن یکی‌شان گیر می‌کنی و

وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود...!

1 سال پيش

خب آدمی ست دیگر

دلش تنگ می‌شود

حتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیده

الان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله؟

آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را نمی‌کنی

از همانجا که گم می ‌شوند

تعدادشان هم کم نیست هی می آیند و می روند

اما این تویی که توی آمدن یکی‌شان گیر می‌کنی و

وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود...!

1 سال پيش

عاشقم!

اهل همین کوچه ی بن بست کناری

که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی

تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجره ی باز کجا؟

من کجا؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا؟

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم

تو در قلب و

منِ خسته به راهی

گُنه از کیست؟

از آن پنجره ی باز؟

از آن لحظه ی آغاز؟

از آن چشمِ گنه کار؟

از آن لحظه ی دیدار؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب

تو را تنگ در آغوش بگیرم

1 سال پيش

بسلامتی کلاغ نه بخاطر کلاغ بودنش بخاطر یکرنگ بودنش
بسلامتی عقرب که ازبس مغروره خودکشی میکنه ولی به دست دشمن نمیمیره
بسلامتی مار که نیشش پراز زهره ولی اگه باهاش کاری نداشته باشی باهات کاری نداره
وخلاصه بسلامتی عشقم عقاب که اگه پیربشه ونتونه شکار کنه میره توتنهایی 60تا70روز سختی میکشه ولی بعدش دوباره 20سال تواسمون پادشاهی میکنه ....
ودر نهایت بسلامتی خودم که کلاغم عفربم مارم وعقاب@