متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - arash_911272

arash_911272
یاد باد آن روزگاران یاد باد
309
  • جنسیت : مرد
  • سن : 42
  • کشور : ایران
  • استان : گلستان
  • شهر : گنبد کاووس
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : رسمی
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : شرکت پخش مواد غذایی دارم
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : خیلی شوخ طبع
  • درباره من : هنر جوی آواز . ماجراجو .شیطون و شاد
  • علایق من : سفر و تفریح
  • ماشین من : سمند
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : ماهی
  • ورزش مورد علاقه : فوتبال
  • تیم مورد علاقه : پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : خودم میخونم
  • فیلم مورد علاقه : کمدی
  • بازیگر مورد علاقه : عطاران
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : شاد و خوشحال
  • فریاد من : یاد باد آن روزگاران یاد باد
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : مرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 30633_head9jvgqjef76gf69u234u3377fedyqmoomva.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد


2 سال پيش

روز عشق آمد و من تنهای تنهایم !
همه عاشقان دست در دستان هم گذاشته اند و به هم محبت و عشق هدیه می کنند
اما من تنها در این گوشه از این دنیای بی محبت نشسته ام و با حسرت به عاشقان که دست در دستان هم گذاشته اند و بر لبان هم بوسه میزنند نگاه می اندازم
و اشک میریزم و آن لحظه دلم هوای تو را می کند !
کاش تو بودی تا در این روز به تو محبت و عشق هدیه کنم ، اما نیستی !
نیستی که دستانت را بگیرم و با هم به سرزمین عشاق برویم و در کنار هم قدم بزنیم و من نیز لحظه به لحظه بر گونه های مهربانت بوسه بزنم و بگویم خیلی دوستت دارم !
تو از من دوری، و من تنها مثل شمع نیمه سوخته در غم دوریمان می سوزم و آب می‍شوم!
تو دوری، و انگار دنیا را از من گرفتن و شادی هایم را همه نقش بر آب کردن و یک دنیا غم و غصه و اشک به من هدیه دادن !
امروز زیباترین روز عاشقان است اما تلخ ترین روز برای من !
تو دوری اما من به وجود عشق شکی ندارم،
و عشق زیبا تریم کلمه ای است که میشود تورا با آن معنا کرد،
آره ... ما از هم دوریم اما، عاشق هم ....


2 سال پيش

من ایرانی ام.....
من ایرانی ام اهورا مزدای من الله است. از تبار کوروشم ولی شاهم حسین بن علی(ع) ست . از دیار آرشم ولی کماندار من مسلم بن عقیل است. امپراطوری ام هخامنشی ست ولی بین جغرافیای من بین الحرمین است. شاه عباس را دوست دارم ولی شاه عباس من عباس بن علی ست. آری من ایرانی ام عاشق کاوه مدیون نادرشاه ولی پیامبرم محمدبن عبدالله ست. قدمت کشورم ماورای تاریخ است، ولی معنای تاریخ برای من هجرت پیام آورم عشق از مکه به مدینه است. زیبایی های تاریخ کشورم را دوست دارم ولی تمام زیبایی های دنیا را در کلام مولایم حیدرکرار می بینم. اری من یک ایرانی ام ولی یک ایرانی عاشق اهل بیت و متنفر و دشمن با دشمنان اهل بیت.
من مسلمانم و ایرانیم، افتخارم پرچم خوش رنگ کشورم با نام زیبای الله است.


2 سال پيش

توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟ گفتم : الحمدلله یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد ! معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه! هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم : الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ------------------------------ ﺁﻗﺎ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺎ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺳﻪ ﻗﻠﻮ !!!! ﯾﻌﻨﯽ ﻻﻣﺼﺒﺎ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﭙﯽ ﭘﯿﺴﺘﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩﯼ .....ﺣﺎﻻ ﺍﺳﻤﺎﺷﻮﻥ: ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﭘﺮﯾﺴﺎ ﭘﺮﯾﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﭘﺮﯼ !!!! ﮐﻼ ﻣﻠﺘﯽ ﺭﻭ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ...... حالا ﭼﻨﺪ ﻭقت ﭘﯿﺶ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﻨﻪ؛ داداشم ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﺎﺭﯼ کنه، ﺭﻓﺘه ﺑﻪ هر ﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺗﺒﺮﯾﮏ گفته؛ ﺑﻌﺪﺍً فهمیده ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﮐﻪ ﻋﺮﻭﺳﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺗﺒﺮﯾﮏ گفته ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭽﯽ، ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ می گم: ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺩاماﺩﻩ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ، ﺩﻩ ﺑﯿﺲ ﺳﯽ ﭼﻞ ﮐﺮﺩﻩ ! ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ فرموده! ﺍﺧﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﺑﺎﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﻧﺪﺍﺭﻥ! ﺑﺎﺑﺎمم ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ: " ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﺑﭽﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺼﻔﻪ ﺗﻮست ﺭﻓﺘﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺯﺍﭘﺎﺱ، ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪﭘﻨﭽﺮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﯼ؟" ----------------------------- ---------------------------- لذت بردن یعنی بری مهمونی ، دخترشون برات شربت بیاره ، آروم بگی : خودتون درست کردین ؟ اونم با عشوه بگه : بله ، نوش جان بعدش تو بگی : نمی خورم مرسی ------------------------------


2 سال پيش

يه پدري , يه روبات دروغ سنج ميخره که با شنيدن دروغ سيلي ميزده تو گوش دروغگو
تصميم ميگيره سر شام امتحانش کنه
پدر: پسرم، امروز صبح کجا بودي؟
پسر: مدرسه بودم
روبات يه سيلي ميزنه تو گوش پسره
پسر: دروغ گفتم، رفته بودم سينما
پدر: کدوم فيلم ؟
پسر: داستان عروسکها
روبات يه سيلي ديگه ميزنه تو گوش پسره
پسر: يه فيلم س*****ی بود
پدر: چي ؟ من وقتي همسن تو بودم
نمي دونستم اصلا اینا چيه..!!!
روبات يه سيلي ميزنه تو گوش پدره...
مادر: ببخشش عزيزم،هرچي باشه اون پسرته ديگه ...
روبات يه سيلي ميزنه تو گوش مادره...!!!.


2 سال پيش

دخترى زیبابود اسیر پدرى عیاش، که درآمدش فروش شبانه دخترش بود!
دخترک روزى گریزان از منزل پدرى نزد حاکم پناه گرفت و قصه خود بازگو کرد. حاکم دختر را نزد زاهد شهر امانت سپرد که در امان باشد، اما جناب زاهد هم همان شب اول دختر را…
نیمه شب دختر نیمه برهنه به جنگل گریخت، که چهار پسر مست او را اطراف کلبه خود یافتند و پرسیدند با این وضع، این زمان، در این سرما، اینجا چه میکنى؟

دختر از ترس حیوانات بیشه و جانش، گفت: آرى پدرم آن بود و زاهد از لطف حاکم چنان، بى پناه ماندم.
پسرها با کمى فکر و مکث و دیدن دختر نیمه برهنه او را گفتند تو برو در منزل ما بخواب ما نیز میاییم.
دختر ترسان با فکر اینکه با این چهار پسر مست تا صبح چگونه بگذراند خوابش برد.
صبح که بیدار شد دید بر زیرو برش چهار پوستین براى حفظ سرما هست وچهار پسر بیرون از خانه از سرما مردند!
برگشت و بر سر دروازه شهر فریاد زد که:

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند
می روم جانب می خانه کمی مست کنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبایست بکنم
آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود
برود هر که دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به خراباتیم عادت بکند.


2 سال پيش

سلامتی عاشقی ک به عشقش نرسید. سلامتی پسری ک دوستش زیرابشو پیش عشقش زد اما هیچی نگفت فقط خندیدوگفت میدونم شوخی کردی. سلامتی اعتمادایی ک کردیم وچیزی جزخیانت نصیبمون نشد. سلامتی دستایی ک میتونست مهربون باشه اما خب نشد.... سلامتی من وتو