متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - آرش

هيچ وقت از خدا نخواستم كه همه دنيا مال من باشه فقط خواستم اوني كه دنياي من هست مال كسي نباشه
95876
  • جنسیت : مرد
  • سن : 32
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با مادر
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي ورزشي
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : شرکت بیمه
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : نیازی نمیدونم توضیح بدم
  • علایق من : عشق مهناز افشارررم شدیدد - تیم خودم استقلاااااال - رنگ آبی و بنفش - عشق فوتبال - عشق سینما - فیلم و سریالهای ایرانی مخصوصا اونایی که بازیگرای مورد علاقمم توش باشن - هوای ابری و گرفته با نم نم بارون - فایلهای قانون جذب استاد اخلاصی و نیلا فرهمند
  • ماشین من : پاهام
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : لوبیا پلو - پیتزا
  • ورزش مورد علاقه : فوتبال - تنیس
  • تیم مورد علاقه : استقلااااااال - انگلیس - آرژانتین - ایتالیا
  • خواننده مورد علاقه : سیاوش قمیشی - سپیده - گوگوش - هنگامه - منصور - چاووشی - اندی - ساسی مانکن - تیم بکس
  • فیلم مورد علاقه : ندارها - دهلیز - برف روی کاج ها
  • بازیگر مورد علاقه : مهران مدیری ... حامد بهداد ... رضا عطاران ... مهناز افشار ... هستی مهدوی ... هانیه توسلی
  • کتاب مورد علاقه : بازی و زندگی - از دولت عشق -
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : هيچ وقت از خدا نخواستم كه همه دنيا مال من باشه فقط خواستم اوني كه دنياي من هست مال كسي نباشه
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : اردیبهشت
  • تعداد اخطار : انتخاب كنيد
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 17304_headtd86q1f91x1np1puq61sm9yf3zqjprc9va.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/6/b1eab8b143a0d4b7462dd9477e73f9e4.mp3

5 روز پيش

باز بوی باورم خاکستریست
واژه‌های دفترم خاکستریست

پیش از این‌ها حال دیگر داشتم
هرچه می‌گفتند باور داشتم

ما به رنگی ساده عادت داشتیم
ریشه در گنج قناعت داشتیم

پیرها زهر هلاهل خورده‌اند
عشق‌ورزان مهر باطل خورده‌اند

باز هم بحث عقیل و مرتضاست
آهن تفتیدۀ مولا کجاست

نه، فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت‌المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگـه از سِرّ شقایق نیستی

غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعۀ مولا شدن کار تو نیست

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم‌ها فراوانند باز

خواستم چیزی بگویم دیر شد
واژه‌هایم طعمۀ تکفیر شد

قصۀ ناگفته بسیار است باز
دردها خروار خروار است باز

دست‌ها را باز در شب‌های سرد
ها کنید ای کودکانِ دوره‌گرد

مژدگانی ای خیابان‌خواب‌ها
می‌رسد ته‌ماندۀ بشقاب‌ها

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ

قصّه‌های خوب رفت از یادها
بی‌خبر ماندیم از بنیادها

صحبت از عدل و عدالت نابه‌جاست
سـود در بازار ابن الوقـت‌هاست

گفته‌ام من دردها را بارها
خسته‌ام خسته از این تکرارها

ای که می‌آید صدای گریه‌ات
نیمه شـب‌ها از پس دیوارها

گیر خواهد کرد روزی روزی‌اَت
در گلوی مالِ مردم‌خوارها

من بــه در گفتم و لیکن بشنوند
نکته‌ها را مو به مو دیوارها

3 هفته پيش

امروز با سر و صدای مامان و بابام از خواب پریدم

رفتم پیششون و پرسیدم: چی شده؟!

بابام می‌گه: من دیشب خواب دیدم یه زن دیگه گرفتم

واسه مامانت تعریف کردم، اونم گیر داده

باید همین الان بخوابی و طلاقش بدی

4 هفته پيش

3329