متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - aramesh536

  • جنسیت : زن
  • سن : 26
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : کرج
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 هفته پيش

معیارِ واقعی ثروت ما این است که؛

اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می‌ارزیم ...
5+

3 هفته پيش

این همه ️"دوستت دارم"
را ..
برای کدامین روز مبادا کنار گذاشته ایم؟؟؟!
از صدایتان
برای فریاد مهربانی،
از گوش های تان
برای غم خواری،
از دستانتان
برای نیکوکاری!
از ذهن تان
برای راستی و درستی
و از قلب تان
برای عشق ورزی ❤️
استفاده کنید!!

5 هفته پيش

آدما...
همشون بدونِ استثنا،
یه روز میرن؛
این خاطره هاشونه که،
هیچوقت نمیره.

5 هفته پيش

بعضی ها را میتوان خواست اما نمیشود داشت !
بعضی ها را باید یواشکی از دور دوست داشت
اما دل است دیگر..

6 هفته پيش

زندگی پیشکشی است
برای شادمانی
و لبخند زیباترین آرایش
هرفرد است
و مثبت اندیشی کلید
خوشبختی
یادمان باشد
که لبخندمان
راتوى آیینه هاجانگذاریم

6 هفته پيش

همه‌ی مداد رنگی‌ها مشغول بودند
به جز مداد سفید
هیچ کسی به اون کار نمی‌داد
همه می‌گفتند
تو به هیچ دردی نمی‌خوری

یک شب که مداد رنگی ها
تو سیاهی کاغذ گم شده بودند

مداد سفید تا صبح کار کرد
ماه کشید
مهتاب کشید
و آنقدر ستاره کشید

که کوچک و کوچک و کوچکتر شد
و صبح توی جعبه‌ی مداد رنگی
جای خالی اون با هیچ رنگی پر نشد