متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - amir92

هزار بار دیگر هم از شانه ای به شانه ی دیگر بغلتی این شب،صبح نمیشود وقتی دلت گرفته باشد
12355
  • جنسیت : مرد
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای روشن
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با دوستان
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : تنها / هرگز نمیخوام ازدواج کنم
  • وضعیت بچه : میخواهم
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : كارمند
  • درآمد : معرکه
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : تعریف از خودم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • علایق من : زندگي
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : خسته
  • فریاد من : هزار بار دیگر هم از شانه ای به شانه ی دیگر بغلتی این شب،صبح نمیشود وقتی دلت گرفته باشد
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 2623_head3og2y2dsf8bc32g85ubx49qzahkdet677dz.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

6 هفته پيش

تا حالا به برگه های کاغذی دفترتون توجه کردین!
ظاهر آرومی داره و بیخطر بنظر میاد،
اما وقتی به دستت کشیده میشه و دستتو میبره سوزشِ وحشتناکی داره...
خیلی از آدم ها هم همینن...
مثلِ برگه های کاغذی یک دفتر آروم و بیخطر بنظر میان...
اما یجایی که انتظارشو نداری جوری بهت زخم میزنن
که علاوه بر شوکه شدن،
زخمش سوزش عمیقی توی قلبت ایجاد میکنه و سالیان سال فراموشت نمیشه...
حواسمون به آروم های پرخطرِ زندگیمون باشه...!

المیرا دهنوی

7 ماه پيش

فاضل_نظری

بهار پشت زمستان بهار پشت بهار
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار

نفس کشیدن وقتی که استخوان به گلو
نگاه کردن وقتی که در نگاهت خار

اگر به شهر روی طعنه های رهگذران
اگر به خانه بمانی غم در و دیوار

نمانده است تورا در کنار همراهی
که دوستان تو را می خرند بادینار

نه دوستان صفحاتی زهم پراکنده
که جمع کردنشان درکنار هم دشوار

به صبرشان که بخوانی به جنگ مشتاق اند
به جنگشان که بخوانی نشسته اند کنار

تو از رعیت خود بیمناکی و همه جا
رعیت است که تشویش دارد از دربار

9 ماه پيش

عشق مثل یک آواز دور
یک نغمه دلگیر و افسونگر است
که آدم زشت و بدمنظری میخواند
نباید دنبال او رفت و از جلو نگاه کرد
چون یادبود و کیف آوازش را خراب میکند و از بین میبرد.

"آفرینگان"
"صادق هدایت"

+5


10 ماه پيش

نیاز است گاهی رو به آسمان کنی و بگویی

شکر که خدایی دارم

که در این نزدیکیست..