متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - amir33

......تنهایی سخته،یکی منو ببره پیش خودش تنها نباشم......
1228
  • جنسیت : مرد
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : سبز
  • رنگ مو : خاکستری
  • تیپ لباس : رسمی
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با دوستان
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : بیکارم بخدا.ولی خوشگلم
  • درآمد : طبقه پایین جامعه
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : تنها
  • علایق من : مثل خودم
  • ماشین من : ندارم بخدا
  • آدرس وبلاگ : آدرس خونه عشق گمشده ام
  • غذای مورد علاقه : نعمت خدا باشه
  • ورزش مورد علاقه : پیاده روی با کسی که میخاد کنارش باشم
  • تیم مورد علاقه : تیم مورد علاقه طرف مقابلم
  • خواننده مورد علاقه : هر خواننده ای که طرف مقابلم بخاد
  • فیلم مورد علاقه : هر فیلمی که طرف مقابلم بخاد
  • بازیگر مورد علاقه : بازیگر مورد علاقه طرف مقابلم
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : انتخاب كنيد
  • فریاد من : ......تنهایی سخته،یکی منو ببره پیش خودش تنها نباشم......
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : آذر
  • تعداد اخطار : سوم
  • دلیل اخطار : قرار دادن شماره تلفن
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 سال پيش

پدر به دختر:
دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟؟
دختر :دارم ماهو میبینم بابایی!
پدر :پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!

***********************************************************

پارتی بودیم... مامورا ریختن تو خونه عکس داریوش به دیوار بود بهش اشاره کرد و گفت:

از این شهید خجالت بکشین! همه از خنده افتاده بودن کف اتاق


************************************************************

مادرزن چیست؟
سلاحی است انفرادى
باقابلیت کشتار جمعى
اتوماتیک، پرکار
قابل استفاده درجنگ هاى خانه به خانه
باجیغ دخترش مسلح وباخون دامادخنک میشود
بردمفیدتابیمارستان
بردمؤثرتاتیمارستان
وبردنهایی تاقبرستان

*************************************************************

به داداشم یاد داده بودم وقتی جیش داره بگه میخوام بخونم!
عاغادیشب خونه داییم بودیم
داداشم کنار داییم خوابیده بود!
بلند شد به داییم گف :دایی میخوام بخونم!
داییمم خیلی شیک گف :باشه دایی جون فقط تو گوش من بخون بقیه خوابن!
تصور کنین دیگه))))

**************************************************************

ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻣﺸﺐ ﺗﻮﻟﺪﻣﻪ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍ! ﮔﻔﺖ ﭘﺲ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﻦ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﺧﺎﻟﺖ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﯿﺎﻥ.
ﻣﻨﻢ ﺗﺮﯾﭗ ﻟﻮﺳﯽ ﺯﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﮐﻪ...
ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻢ ﺭﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﭘﺘﻮ ﮔﻔﺖ ﻣﻨﻢ ﺗﺎﺯﻩ ﺯﺍﯾﯿﺪﻣﺖ ﺧﺴﺘﻢ!!!!!


***************************************************************

دختره نوشته مردها آدمهای تنوع طلبی هستند که با داشتن زن زیبا به هر میمونی چشمک میزنند.
پسره زیرش کامنت گذاشته :فعلا این چشمکو داشته باش.... خخخخخخخخ

***************************************************************

پسره تو فیس بوکش نوشته :"کلی دختر با تک تک نفس های من مُردن"
منم کامنت دادم :خب چرا یه خمیر دندون خوب نمیخری آخه؟؟؟
هیچی دیگه، طبق معمول بلاک شدم

****************************************************************

بفرمایید شامپاین!!! در گویش اصفهانی یعنی بفرمایید طبقه ی پایین برای صرف شام!!!


*****************************************************************

هرکی نیمه ی گمشده ی منو پیدا کرد..... بندازه صندوق پست...! مال مردم خوردن نداره

*****************************************************************

تینا از بین ما رفت
کسی که براتون همیشه پست های باحال میذاشت طی یه سانحه رانندگی که اطراف خونشون رخ داد رفت ببینه چی شده میاد برای همه تعریف میکنه!!
یه کم قدرمو بدونین خوب ((حتما باید بمیرم تا یادم کنید

*****************************************************************


3 سال پيش

***********************

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد ...
خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

*********************

دوست گلم خوشحال میشم بلاگ جدیدمو بخونید ممنون

*********************
+++++5+++++

*********************

3 سال پيش

یه دانشجوی خوب هیچ وقت شماره استادش رو برای شوخی
به عنوان فروش گوسفند زنده تو نیازمندیها چاپ نمیکنه !!

3 سال پيش

مربی مهد : پدرام جان شمردن بلدی عزیزم ؟
پدرام : آره ! داییم بهم یاد داده !
مربی مهد : آفرین به دایی مهربونت ! خوب حالا بهم بگو بعد از شش چند میشه ؟
پدرام : هفت !
مربی مهد : آفرین پسر خوشگل ، حالا بگو بعد از هشت چند میشه ؟
پدارم : نه !
مربی مهد کودک : آفرین عزیزم ! حالا بگو بعد از ده چند میشه ؟
پدرام : سرباز ! بعد از سرباز هم میشه بی بی و شاه !

3 سال پيش

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...!

ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...!

ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ... !

ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯿﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ !

ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻥ ....

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ...

ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ....

ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ!

خیلی دیر...هه

3 سال پيش

حواسمون کجاس؟
قرار داشتیم به قرب الهی برسیم نه به دختر پسرای تو خیابون و دانشگاه و سایت
قرار بود جانشین خدا "خلیفه الله" باشیم نه جانشین شیطان
قرار بود برای خدا عبادت کنیم نه برای شیطان تبلیغ!
مراقب باش خوبی تو طناب شیطان نشه و به گردن کسی نیوفته!
قرار بود سیرت زیبا داشته باشیم نه به دنبال صورت زیبا باشیم!
به خودمون بیایم!
کسی از آسمون نمیاد مارو بگیره و بذاره توی صراط مستقیم..
خودمون باید رو به خدا حرکت کنیم!
پس رو به راه باش نه رو به بیراه