متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - alizerang

دنبالت میگردم، پیداکردنت چقدر سخته
410
  • جنسیت : مرد
  • سن : 23
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : رسمی
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : طراح مکانیک، عکاس
  • درآمد : عالی
  • وضعیت کار : آزاد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : راست و اصول گرا
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : بیشتر اوقات پشت کامپیوترم، یا دارم طراحی میکنم یا عکایی رو که انداختم ادیت میکنم
    بهم میگن خوشاخلاقی....راحتم، با کسی رو درواسی ندارم، بی شیله پیله، سبک، خیلی رک نیستم، ولی سعی میکنم صادق باشم.
    نقاشی هم دوست دارم.
  • علایق من : نقاشی، عکاسی، قنادی، آشپزی، کامپیوتر، تکنولوژی، مطالعه آزاد
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : لازانیا، ته چین
  • ورزش مورد علاقه : پارکور
  • تیم مورد علاقه : ----فوتبالی نیستم.....نخند
  • خواننده مورد علاقه : اگه غلط املایی نداشته باشم chris de berg
  • فیلم مورد علاقه : perfume
  • بازیگر مورد علاقه : johnny depp
  • کتاب مورد علاقه : فروغ ابدیت
  • حالت من : کنجکاو
  • فریاد من : دنبالت میگردم، پیداکردنت چقدر سخته
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : اسفند
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

با من کنون ز وسعت دریا سخن بگو
از رویش دوباره ی گل ها سخن بگو

کتمان مکن که سر به فلک میزند امید
از نخل پا گرفته ز خرما سخن بگو

باور مکن ز محبس تقدیر آمدی
از جلوه های عالم پیدا سخن بگو

دیگر مترس از خطر پنجه های موج
چون ساحلی به وسعت دریا سخن بگو

هستی شمیم عطر نفس های عشق بود
از عشق ، این سروده ی زیبا سخن بگو

دیگر مگو که تشنه ی آب است این کویر
در بارش سپیده ، ز صحرا سخن بگو

همزاد ، چشم خویش ز بیگانگی بشست
با او ، ز جلوه های ثریا سخن بگو.
حمید حمیدی زاده

2 سال پيش

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم
گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار
پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم
آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بود
عشــق را از اشــک حســرت ترجمــانی داشتــم
چــون سرشک از شــوق بــودم خاکــبوس در گــهی
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم
در خــزان با ســـرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمیــن با مــاه و پرویــن آسمــانی داشتــم
درد بــی عشقــي زجانــم بـرده طاقت ورنه من
داشــتــــــم آرام تــا آرام جــــانـــــی داشــــتـــــم
بلبــل طبعــم «رهی» باشـــد زتنهـــایی خمــــوش
نـغــمـــه‌هــا بـــودی مــــرا تـــا هــم زبانـــی داشتــــم
رهی معیری

2 سال پيش

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم

چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود ما ديده ايم
اگر خون دل بود ما خورده ايم
اگر دل دليل است ما آورده ايم
اگر داغ شرط است ما برده ايم
اگر دشنه ي دشمنان گردنيم
اگرخنجر دوستان گرده ايم
گواهي بخواهيد اينك گواه
همين زخم هايي كه نشمرده ايم
دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست عمري به سر برده ايم

به بهانه يكسالگي كوچ
استاد قيصر امين پور

2 سال پيش



خـنـده ام مـیگیـرد… از ایـنکه… هنـوز بـهشـ فـکر میـکنم… خدایـا کمـکم کـن… خسـته شـده ام… وقتی مال من نیسـت… چـرا تو فـکرمه…


2 سال پيش

قصه عشقت را به بیگانگان نگو

چرا که این کلاغهای غریب

بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند . . .

...................................................
بلاگ جدیدم : گل مخصوص مادران متولد هر ماه

http://www.hamkhone.ir/member/592/blog/view/78193/

دوست عزیز، ضرر نداره با سلیقه مادرانمون بیشتر آشنا بشیم ؛ لطفا ببین و نظر بده

2 سال پيش

دهانتان را به اندازه ای باز کنید

که حرف در دهانتان نگذارند

5+