متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Zahra_KH

تقصیر از ما نیست … بعضیا خودشون دلشون میخواد “یادگاری” باشن پشت در مستراح عمومی !
2228
  • جنسیت : زن
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : اصفهان
  • شهر : اصفهان
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : میخواهم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : ندارم
  • درآمد : معرکه
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : چپ و اصلاح طلب
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : ...
  • علایق من : رانندگی
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : قیمه
  • ورزش مورد علاقه : والیبال
  • تیم مورد علاقه : استقلال
  • خواننده مورد علاقه : فرزاد فرزین
  • فیلم مورد علاقه : زیادن
  • بازیگر مورد علاقه : جنیفر
  • کتاب مورد علاقه : ...
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : تقصیر از ما نیست … بعضیا خودشون دلشون میخواد “یادگاری” باشن پشت در مستراح عمومی !
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : اردیبهشت
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 8329_heads29ygku1x5ejhuasqafn9cnc6nbxf3szusn.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://music.up-is.ir/dl23/1379020945.mp3

17 ماه پيش

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض

یک طرف خاطره ها!

یک طرف پنجره ها!

در همه آوازها! حرف آخر زیباست!

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

17 ماه پيش

کی میدونه کله پزیا چطور میفهمن کدوم کله مال کدوم پاچس.
.
.
.
.
.
کاری نداره زیر پای پاچشو قلقلک میدن کلش میخنده معلوم میشه .
قرص میخورم خوب میشم قول میدم

17 ماه پيش

داستان زندگیه من :
وقتی سرم خلوته کسی بهم اس ام اس نمیده
حالا کافیه سرم شلوغ شه
بازم کسی بهم اس ام اس نمیده

1 سال پيش

در غیاب تو ترانه های تکان دهنده نوشتم،

به تماشاى کشورهای جهان رفتم،

خانه خریدم

مردِ خانه شدم

اما هنوز جای تو در تک تک دقیقه ها خالی ست،

شعرها برای زیبا شدن به تکه ای از تو محتاجند

و نوشتن پلی ست که مرا به تو می رساند...

چه کسی باور می کرد در نبود تو تقویم ها ورق بخورند

و من هر سال شمع های تولدم را فوت کنم

بی آن که صدای کف زدنت در گوشم بپیچد؟

دیگر احتمال بازگشتن تو لطیفه ای ست

که دوستان قدیمی مرا با آن دست می اندازند

و آن قدر در خلأ غیبتت مرده ام

که هیچ زنگ تلفنی مرا از جا نمی پراند

1 سال پيش

+5
58

1 سال پيش

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !

همین بس که :

نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.

+