متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Sara_323

آرزو می‌کنم عشق رو پیدا کنی، ولی مهم‌تر از اون امیدوارم به قدر کافی قوی باشی، که از چیزی که عشق نیست دوری کنی …
5088
  • جنسیت : زن
  • سن : 34
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : مد روز
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : آرزو می‌کنم عشق رو پیدا کنی، ولی مهم‌تر از اون امیدوارم به قدر کافی قوی باشی، که از چیزی که عشق نیست دوری کنی …
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 141444_head2gdapuvsdhf7dakg72nd31k96v65uzum7.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

23 ساعت پيش

ی که گفتی یک مثل از حال صاحبکار گو
من شدم اعدامی و چوب تنم شد پایه ام

#علی صاحبکار

+5

ديروز

دوست داشتن سکوت نیست!
گاهی دل تمنا می‌شود
فریاد می‌خواهد
مرد و زن ندارد!
وقتی دوستش داری
بِ‌ ایست پایِ احساست
پایِ دلت
یک گوشه نشستن
این پا و آن پا کردن
بهانه است!
بهانه ای برایِ غرورت
پایِ دلدادگی که به میان است
بی خیالِ حرف و حدیث باش
چه حدیثی بالاتر از
برقِ چشمانش
به وقتِ اعترافِ تو!
چه حرفی پاک تر از
کلماتِ چیده شده
در ذهنِ عاشقت
و لکنتِ زبانت
برایِ گفتنِ تمامشان ؟!
دوست داشتن پا
رویِ پا گذاشتن نیست!
دوستش داری ؟!
به احترامِ دلت
زبان باز کن
ما آدم‌ها عجیب بدهکارِ
دل می شویم این روزها ...

ديروز

دنیا پر است از آدم‌هایی که
خواستند و نشد
خواستند و‌ نگذاشتند
خواستند و نخواست!

ديروز

دنیا پر است از آدم‌هایی که
خواستند و نشد
خواستند و‌ نگذاشتند
خواستند و نخواست!

ديروز

وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما چونانکه بایدند
نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم :
باشد برای روز مبادا!
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند ؟!
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما چونانکه بایدند
نه بایدها
هر روز بی تو
روز مباداست ...

ديروز

هیچ میگویی اسیری داشتم،
حالش چه شد؟
خسته‌‌ی من نیمه جانی داشت،
احوالش چه شد؟ …