متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Radmina

عشق مث یه گوی طلایی پر از خالی میمونه
1630
  • جنسیت : زن
  • سن : 23
  • کشور : ایران
  • استان : هرمزگان
  • شهر : بندرعباس
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : صاحب نظر
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : کارمند شرکت ترخیص کاای صادراتی
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : خیلی شوخ طبع
  • درباره من : شوخ طبع مغرور و کم اعصاب
  • علایق من : چرخیدن از این سایت ب اون سایت
  • ماشین من : تیبا
  • آدرس وبلاگ : www.frzane21.blogfa.com
  • غذای مورد علاقه : ماهی
  • ورزش مورد علاقه : شنا
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : ویگن
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : سرخوش
  • فریاد من : عشق مث یه گوی طلایی پر از خالی میمونه
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : اسفند
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 17486_head24vdu6468j8ky5nhop1oeu3tnk4uam33fq.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

11 ماه پيش

آخرین شب گرم رفتن دیدمش
لحظه های واپسین دیدار بود
او به رفتن بود و من در اضطراب
دیده ام گریان، دلم بیمار بود
گفتم :او را لحظه ای دیگر بمان!
گفت می خواهم، ولی دیر است دیر
در نگاهش خیره ماندم، بی امید
سر نهادم غمزده بر دوش او
بوسه های گریه آلودم نشست!
بر رخ و بر لاله های گوش او!
ناگهان آهی کشید و گفت: وای!
زندگی زیباست گاهی، گاه زشت!
گریه را بس کن، مرا آتش مزن
ناگزیرم از قبول سر نوشت.
شعله زد در من چو دیدم موج اشک
برق زد مستی چشمان او
اشک بی طاقت در آن هنگامه ریخت!
قطره قطره از سر مژگان او
از سخن ماندیم، با رمز نگاه
گفت :می دانم جدایی زود بود

11 ماه پيش

همين ك حال من خوش نيست! همين ك قلبم آشوبه! تو خوش باشي براي من ،همين بد بودنم خوبه! به اينكه بغضم از چي بود! به اينكه تو دلم چي نيست! تمام عمـــــــر خنديدم! تمام عمـــــــر شوخي نيست...!

11 ماه پيش

برعکس فلش مموری ها که روز به روز کوچکتر می شوند و پرظرفیت تر
بعضی آدم ها روز به روز بزرگتر می شن و . . .
بی ظرفیت تر .

11 ماه پيش

بہ عِــــشـــْــق شَـــــڪ ڪردم...

اَز زَمانے ڪِہ..

عاشِـــــقانہ عـــِشق وَرزیدم

و ظالـــمانہ ظٌلم دیدم..

بہ عِــــشـــْــق شَـــــڪ ڪردم...

وقتے ڪہ ...

بہ وٌسعَـــت صِداقَــــتم دٌروغ شِنیدَم...

بہ عِــــشـــْــق شَـــــڪ ڪردم...

وقتے ڪہ ...

خاڪے شُدم امّا آنـــها ڪہ خـــــاڪِ پایم بودند برایـــــَم مَـــــغرور شُـــــدند...

عِــــشـــْــق مَمــــْـنوع

تا زَمانے ڪہ ...

هَـــــوَس را عِــــشـــْــق میگویند...

11 ماه پيش

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست

که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

زندگی را دریاب

11 ماه پيش

صبح"
یعنی عطر گل یاس
که تمامی شب را پر کرده بود
و اکنون با نوازش حس بویایی ات
تو را بیدار می کند ...
"صبح"
یعنی آغاز؛
شروع یک عبور
و پنجره یک سلام ...
گوش فرا ده ...
در نبض عاشقانه صبح
این سر برکت است که تو را نوازش می کند ...
به آغاز سلامی کن