متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Navidram

زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
934
  • جنسیت : مرد
  • سن : 34
  • کشور : ایران
  • استان : زنجان
  • شهر : زنجان
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : هرروز میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : کلکسیون سکه - تاریخ - فلسفه و عرفان -اثار تاریخی و طبیعی
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : اردیبهشت
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 107661_headn7p245sqrdg8dvxt8yymnoprcpyq11dcx.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

6 هفته پيش

پنجره ی باران خورده ات را باز کن
چند سطر پس از باران
چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده
دلم برایت تنگ است

2 ماه پيش

مهديا! کعبه شد از تاب تو بي تاب، بيا
صبحتون بخیر و مهدوی

2 ماه پيش

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
زهرا نه یار او که بر او یک. سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون
عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود

استاد سازگار

شهادت بهترین مخلوق خدا، مولی الموحدین، امام علی علیه السلام را خدمت شما تسلیت عرض میکنم

3 ماه پيش

همیشه مهربان خواهم ماند

حتی اگر کسی قدر مهربانیم را نداند

من خدایی دارم که به جای همه برایم جبران میکند …

3 ماه پيش

اگر نمیخواهیم بازیچه
دستان هر فرومایه
و مایه تمسخر هر نادانی شویم،
اولین قانون خویشتن داری
و تنهایی است...