متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Mina398

پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردني ست
1397
  • جنسیت : زن
  • سن : 88
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : انتخاب كنيد
  • فریاد من : پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردني ست
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 139829_head9gg4oto1ej3r7d7hsq2atmkpgp55fx7e4.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 روز پيش

باز بوی باورم خاکستریست
واژه‌های دفترم خاکستریست

پیش از این‌ها حال دیگر داشتم
هرچه می‌گفتند باور داشتم

ما به رنگی ساده عادت داشتیم
ریشه در گنج قناعت داشتیم

پیرها زهر هلاهل خورده‌اند
عشق‌ورزان مهر باطل خورده‌اند

باز هم بحث عقیل و مرتضاست
آهن تفتیدۀ مولا کجاست

نه، فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت‌المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگـه از سِرّ شقایق نیستی

غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعۀ مولا شدن کار تو نیست

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم‌ها فراوانند باز

خواستم چیزی بگویم دیر شد
واژه‌هایم طعمۀ تکفیر شد

قصۀ ناگفته بسیار است باز
دردها خروار خروار است باز

دست‌ها را باز در شب‌های سرد
ها کنید ای کودکانِ دوره‌گرد

مژدگانی ای خیابان‌خواب‌ها
می‌رسد ته‌ماندۀ بشقاب‌ها

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ

قصّه‌های خوب رفت از یادها
بی‌خبر ماندیم از بنیادها

صحبت از عدل و عدالت نابه‌جاست
سـود در بازار ابن الوقـت‌هاست

گفته‌ام من دردها را بارها
خسته‌ام خسته از این تکرارها

ای که می‌آید صدای گریه‌ات
نیمه شـب‌ها از پس دیوارها

گیر خواهد کرد روزی روزی‌اَت
در گلوی مالِ مردم‌خوارها

من بــه در گفتم و لیکن بشنوند
نکته‌ها را مو به مو دیوارها

8 روز پيش

فرهاد

من شدم فرهاد ، کوهی بکنم
من شدم مجنون ، فریادی کنم

تا که شاید ازبرای این دل رنجورخود
لیلی یا شیرین ناز پروده ای پیدا کنم

گشتم و گشتم به دین ، کون و مکان
تا که شاید نوگلی ازجنس خودپیدا کنم

چشم در چشم تو شد ،، افکار من
زیروروکردی به یکباره همه دنیای من

حال دل بد کرده ای از بهر خود
آن چنان حالم دگرگون کرده ای ازبهرخود

مهر تو شد آتشی در دل ، بی قرارم کرد
لحظه ای بنگربه حالم این چنین،درمانده کرد

چون که گویی بیستون ، آرم به پیشت
ازبرت افلاک وهفت آسمان،آرم به پیشت

در برت سر میدهم تا جان دل را
تا که دنیا بشنود فریاد، فرهاد زمین را

قصه ی شیرین و فرهاد زمینی بس نبود
قصه ی ماه ومنم کردی جهانی بس نبود

عشق تو آواره ی کوه بیابان میکند
این دل افسرده را گویا که احیا میکند

لیلی من ، جان من ، شیرین من باش
تا که فرهادی شوم کوهی بکنم تاج سرم باش#k1

11 روز پيش

نه كوه قد مي كشد و نه دريا پير مي شود
شش ونيم صبح شش ونيم صبح است
وپنج عصر پنج عصر
درخت ها هنوز درخت اند
وگنجشك ها هنوز گنجشك
تنها آدم ها آهن شده اند
وآهن ها آدم...

2 هفته پيش

قــوی بـاش و نترس!
هــرگـاه بترسی، شکست می خــوری!
#تــرس از تنگدستی
تــرس از شکست
تـــرس از دست دادن!
تــرس هیچ قـدرتی برایـت به جـا نمی گذارد!
وقتی هراسانی، آنچه که از آن بیم داری را به سوی خود می کشانی…!
آنقدر قوی باش تا هر روز با زندگی روبه رو شوی…
زندگی یک مسابقه نیست
بلکه #سفری است که هر قدم از مسیر آن را
باید لمس کرد
چشید و لذت برد.