متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Mahlaaa

لحظه های ناب ِ زندگیم در گذرِ زمان گُم شد..همین...
13238
  • جنسیت : زن
  • سن : 35
  • کشور : ایران
  • استان : کرمان
  • شهر : کرمان
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با مادر
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : بد جنس
  • فریاد من : لحظه های ناب ِ زندگیم در گذرِ زمان گُم شد..همین...
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : اسفند
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 107031_head5bsbcjojxubrfm9yeame8j989gnjvjxph.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

11 روز پيش

حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه ‌ای خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار هی بخند
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری
نه ریرا جان
نامه ‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن...

11 روز پيش

همین که چمدانت را بر می داری
همه می پرسند می خواهی کجا بروی
اما وقتی یک عمر تنهایی، هیچ کسی از تو نمی پرسد کجایی
انگار همین چمدان لعنتی، تمام ترس مردم از سفر است
هیچ کسی از تنهایی تو نمی ترسد

12 روز پيش

زن احساسش را
با موهایش نشان میدهد؛
عاشق که باشد موهایش را رها میکند،
غمگین که باشد با کِش، دارش میزند ،
با حوصله که باشد میبافد و می آراید،
عصبانی که باشد جمعش میکند،
و دلش که بشکند،
اولین چیزی که اضافیست ،موهایش هستند!

2 هفته پيش

زن ها میتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند
آواز بخوانند
غذای دلخواهت را تدارک ببینند
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها میتوانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند
ببخشند و بخندند
تو از طرز آرایش موهایش یا رنگ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش ،
هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است
زن بودن کار ساده ای نیست!

3 هفته پيش

ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﺷﺖ ﻭ ﺩﻣﻦ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭ ﮔﻞ ﻭ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﻭ ﭼﻤﻦ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻣﻦ
ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﭘﯿﺮﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﻧﮓ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﻮﺳﺖ،
ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ …
ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺟﺎﯾﮕﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺗﻮ
ﺳﺨﻨﺶ ﺭﺍﻩ ﮔﺸﺎ

3 هفته پيش

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

اين زن را نمی‌توان شكست داد

زنی که می‌تواند با صدای گنجشک‌ها به وجد بیاید
زنی که می‌تواند با استکان چای تازه دمش، حال همه را خوب کند
زنی که می‌تواند آواز بخواند و خیاطی کند
زنی که می‌تواند با خدا گپ بزند و قهوه بنوشد
زنی که می‌تواند آنقدر ترانه “بوی باران” را بخواند که گندم زار گیسوانش بوی باران بگیرد
زنی که می‌تواند قصه‌های سرزمین مادری‌اش را برای کودکانش لالایی کند
زنی که می‌تواند با صدای بلند فکر کند
زنی که می‌تواند با صدای بلند بخندد
زنی که می‌تواند برقصد
زنی که می‌تواند نترسد
زنی که می‌تواند بدون توجه به حرفای پشت سرش برای زندگی‌اش بجنگد

همان زنی است که هیچکس نمیتواند او را شکست دهد

تو قهرمان زندگی خودت هستی بانو! تا تو نخواهی هیچ کس نمی‌تواند شکستت دهد