متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - GhalandaR

پشت هيچستان من شهرى بود كه اكنون جز هيچ از آن نيست
298
  • جنسیت : مرد
  • سن : 35
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي ورزشي
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : طلاق گرفته
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : چپ و اصلاح طلب
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : خیلی شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : پشت هيچستان من شهرى بود كه اكنون جز هيچ از آن نيست
  • اپراتور : رایتل
  • نماد ماه تولد : اسفند
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 43221_headeqjz5y4bhtd3u9fdkrsxz3cjg8388gocxv.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

اگرتمام راه های دنیا را اشتباه رفته باشم...

آغوشت را درست آمده ام.

2 سال پيش

دلم واسه اون روزایی تنگ شده که کسی رو دوست نداشتم

چه خوب بوداون بی خیالی ها...

2 سال پيش

كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعتِ خویش !
كه مـؤذّن ، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
. . . و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعتِ خویش !
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند
كوك كن ساعتِ خویش !
كه سحر گاه كسی
بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی
كوك كن ساعتِ خویش !
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
كوك كن ساعتِ خویش !
ماكیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
كوك كن ساعتِ خویش !
كه در این شهر ، دگر مستی نیست
كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست

2 سال پيش

یارو با یکی یاره...!

با بقیه ام اره....!

ادعای پاکیم داره......هه....!

*****

باشه عزیزم! من سر تاپام ی قرونه....

ولی باز واسه تو گرونه..!!!

2 سال پيش

hamidreza1357 :
آخه تا کی بکشم منت چشمای تورو

بذارم به پای چی وعده ی بیجای تورو



یه روز آفتابی میشی یه روزی ام ابری و سرد

کدومو باور کنم گرما یا سرمای تورو



این همه میان سراغم به هوای عاشقی

من یادم میاد فقط چشمای تورو



چرا هر کسی رو دوست داری تورو دوست نداره

نمیدم حتی به کس تلخی حرفای تورو



دلای دریایی شونو به رخ من میکشن

نمیدم به هیچکدوم یه موج دریای تورو



منو منتظر بذار هر جوری که تو راحتی

چی میخوام مگه فقط ساختن فردای تورو



دوست دارم تمام دنیا رو بدم تا بدونم

راز فتح قلعه ی قشنگ رویای تورو



تا یادم نرفته یک بار دیگه واست بگم

من نمیدم به کسی تا عمر دارم جای تورو

اونی که واقعا دوستت داشته باشه

شاید اذیتت هم بکنه

ولی هیچ وقت عذابت نمیده ...

شاید چند روزی هم حالتو نپرسه

ولی همه حواسش پیشه توئه ...

شاید باهات قهر هم بکنه

ولی هیچ وقت راحت ازت دل نمیکنه

2 سال پيش

به بعضی ها اونقدر بها میدی که یه روز خودتم دیگه نمیتونی بخریش...