متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Baran2204

“از یجایی به بعد سخت‌ ترین کار دنیا باور کردن آدماست"
18471
  • جنسیت : زن
  • سن : 32
  • کشور : ایران
  • استان : خراسان رضوی
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خیلی بد بین
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : متاهل
  • وضعیت بچه : دارم
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : خانه دار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : خيلي اخمو
  • درباره من : یه دیالوگ خوبی تو فیلم "Hyouka" بود که میگفت:
    "تو اسممو میدونی، نه داستانمو!
    تو لبخندمو میبینی، نه دردمو!
    تو متوجه چیزایی که رها میکنم میشی، نه زخمام!
    میتونی حرفامو بخونی، نه ذهنمو!
    پس راجبم نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که خودم خواستم بهت نشون بدم!"
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : Tanhaii91.blogfa.com
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : “از یجایی به بعد سخت‌ ترین کار دنیا باور کردن آدماست"
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : آذر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 126496_headt56fg74qu22dhscmk6h7op76qd1jky45t.jpg
  • آهنگ پروفایل : https://uupload.ir/view/mehraj_looti_4utp.mp3/

4 هفته پيش

ولی اینو یادتون بمونه که:
‌•آدمها هیچوقت از بین نمیرن. اونا تبدیل میشن به یه سری حِس؛ مثل خَشم، تنفر، دِل‌ زَدگی، دِل‌ مُردگی، حِسرت یا شایدم بُغض•

4 هفته پيش

‏کاش وقتی ینفرو زیاد از حد دوست داری ..یه ارور مثل ارور زیاد شدن صدای اهنگ بیاد..
‏که بگه دوست داشتن زیادِ این ادم
برات ضرر داره:

4 هفته پيش

به قول جمال ثریا...
برای رفتن
نه خداحافظی لازم بود،
نه راه، نه چمدان
در سرم دری باز مانده بود
بستم و رفتم...

4 هفته پيش

‌‹‌‏ زمانی می‌رسد که از ترک‌شدن به آرامش می‌رسی...
از این که بفهمی کسی از دوست‌ داشتن تو دست برداشته...!
از نبودن در فکرهای قبل از خواب هیچکس...
آن‌وقت است که درک می‌کنی تنهایی تنها کسی است که هنوز دوستت دارد! در آغوشش می‌خوابی،
نه چندان عمیق، نه چندان آرام، اما بدون هراس! ›‌

4 هفته پيش

و در آخَر، همان‌کسی رهایَت می‌کند که به او گفته بودی "از رها شدن خستِه‌ای"

4 هفته پيش

شاید کسی دردای منو درک نکنه ولی فقط خودم میدونم چقدر قوی بودم تا بتونم ادامه بدم ...