متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Aryan9919

در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند ،پروانه شدن یعنی تباهی !
3129
  • جنسیت : مرد
  • سن : 36
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : بی سواد
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : -
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : فرمولِ زندگى من خيلى ساده است، صبح ها از خواب بيدار ميشوم و شب ها به تخت خواب بازميگردم ..
    در اين بين سعى ميكنم، بهترين باشم.
  • علایق من : كوهنوردي - پاراگلايدر
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : کوهنوردی
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند ،پروانه شدن یعنی تباهی !
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 34912_headbu1r2qfcjy3vcsxfrefuqrnzonbyxq9z91.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 هفته پيش

http://www.hamkhone.ir/member/13052/blog/view/297009/
دوستای خوبم نظر بدین لطفا

5 هفته پيش

دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم
محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم

تاریک و تهی پشت و پس اینه ماندیم
هر چند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم



خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ
باطل به امید سحری زین شب گوریم

زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن
هر چند که با حوصله ی سنگ صبوریم

گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست
زاری مکن ای دوست اگر بی زر و زوریم

با همت والا که برد منت فردوس ؟
از حور چه گویی که نه از اهل قصوریم

او پیل دمانی ست که پروای کسش نیست
ماییم که در پای وی افتاده چو موریم

آن روشن گویا به دل سوخته ی ماست
ای سایه ! چرا در طلب آتش طوریم

7 هفته پيش

ٺا از ٺوهم آزرده شوم سرزنشم ڪن،
آه این منم اےآینـــہ! ڪم سرزنشم ڪن
آن روز ڪـــہ من دل بـــہ سر زلف ٺو بسٺم،
دل سرزنشم ڪرد،ٺوهم سرزنشم ڪن

اے حسرٺ عمرے ڪـــہ بـــہ هر حال هدر شد،
در بیش و ڪم شادے و غم سرزنشم ڪن

یڪ عمر نفس پشت نفس با ٺو دویدم،
این بار قدم روے قدم سرزنشم ڪن

من سایه ے پنهان شده در پشٺ غبارم،
آه این منم اے ڪم سرزنشم ڪن

" فاضل نظری "

7 هفته پيش

تقدسم دوست قدیمی و خوبم..

7 هفته پيش

تقدسم دوست قدیمی و خوبم..