متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Aryan9919

در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند ،پروانه شدن یعنی تباهی !
4151
  • جنسیت : مرد
  • سن : 38
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : -
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : فرمولِ زندگى من خيلى ساده است، صبح ها از خواب بيدار ميشوم و شب ها به تخت خواب بازميگردم ..
    در اين بين سعى ميكنم، بهترين باشم.
  • علایق من : كوهنوردي - پاراگلايدر
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : کوهنوردی
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : خونسرد
  • فریاد من : در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند ،پروانه شدن یعنی تباهی !
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 34912_headbu1r2qfcjy3vcsxfrefuqrnzonbyxq9z91.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 ماه پيش

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت: ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟!!!

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافِر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار...
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست!

3 ماه پيش

هر روز بیشتر به این واقعیت پی می‌برم که زندگی را نمی‌توان تحمل کرد .

مگر دیوانگی چاشنی آن باشد

3 ماه پيش

Aryan9919 :
قلمت را بردار ،
بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی ها شیرین است ...

متن قشنگی بود.

ممنونم

3 ماه پيش

یک زن؛
هیچ آسیبی
نمی تواند به تو برساند
جز این که
تو را نادیده بگیرد...

3 ماه پيش

قلمت را بردار ،
بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی ها شیرین است ...