متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - AnimeChief

  • جنسیت : مرد
  • سن : 28
  • کشور : انتخاب كنيد
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 108269_headsv65d5kcsy6aze36hnp2z8tac79noxj7h.png
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 هفته پيش

عادت کرده ام

به داشتن [نداشته هایم]

یکی مثل تو

_z.s.m_

2 ماه پيش

فراموش کردن کسی که دوستش داری
مثل به خاطر اوردن کسی هست که
هرگز او را ندیدی...!

# برتولت برشت

+5

2 ماه پيش

با این عقل دست و پا شکسته خودمان می خواهیم برای وجود چیزها منطق بتراشیم ، مگر کدام چیز از روی عقل است ؟
روی زمین شکم و شهوت جلو چشمها پرده انداخته ، اما ازین بالا که نگاه بکنیم زندگی روی زمین مثل افسانه ای بنظر میآید که مطابق فکر یکنفر دیوانه ساخته شده باشد.

آفرینگان
صادق خان هدایت


2 ماه پيش

-چه خبر؟
+هیچی، بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم!
-عاشق کی شدی؟
+همون که نگاهش چون بهم آمیخت همان آغوش است، مثه نگاهت!
-بیخود کردی!
+باشه!میدونی؟ شب به گلستان تنها منتظرت بودم!
-خب اشتباه کردی!
+اوهوم
-دیگه چه خبر؟
+در فراق سوختم تو چه دانی که چون گذشت؟
-خوش گذشت؟!
+عالی جای شما خالی بود!
-تو از آنِ دگری، رو... مرا یادِ تو بس!
+-باشه پس من رفتم، بای!