متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - Aiylar

کاش درکودکي ميمانديم!!!جايي كه تنها تلخي زندگيمان شربت تبمان بود
1055
  • جنسیت : زن
  • سن : 24
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : صاحب نظر
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي ترسناك
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : اخمو
  • درباره من : hamishe tori zendegi mikonam ke arzeshe zenegi kardan ro dashte basham...
    vala be khoda
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : 206
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : ghorme sabzi,pasta
  • ورزش مورد علاقه : basketball
  • تیم مورد علاقه : perspolic
  • خواننده مورد علاقه : darush,shadmehr,rihanna,katy perry,...
  • فیلم مورد علاقه : salt.hoze naghashi....
  • بازیگر مورد علاقه : jim kary.shahab hoseyni.parviz parasto0ii.,...
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : انتخاب كنيد
  • فریاد من : کاش درکودکي ميمانديم!!!جايي كه تنها تلخي زندگيمان شربت تبمان بود
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 سال پيش

یه دوست دخترم نداریم.در عوض تا دلت بخواد سیر و پیاز میزنیم تو رگ!

3 سال پيش

mehrabi :
پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !
دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟
پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟
دختر : وااااای . . . از دست تو !
پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟
دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !
پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟
دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده بود ؟
پسر : دلم ! آها یه کم می پیچه ! ازدیشب تاحالا !
دختر : واقعا که !
پسر : خب چیه ؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟
دختر : لوووس !
پسر: ای بابا ، ضعیفه ! این دفعه اگه قهر کنی دیگه نازکش نداری ها !
دختر : بازم گفت این کلمه رو . . . !
پسر : خب تقصرخودته ! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم ، هی نقطه ضعف میدی دست من !
دختر : من ازدست توچی کارکنم ؟!
پسر: شکرخدا ! دلم هم پیچ میخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم ، لیلی قرن بیست و یکم من !
دختر : چه دل قشنگی داری تو ! چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه !
پسر : صفای وجودت خانوم !
دختر : می دونی ! دلم ، برای پیاده روی هامون ، برای سرک کشیدن تو مغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها ، برای بوی کاغذ نو برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه . . .
آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره !
پسر : می دونم ، می دونم ،دل منم تنگه ، برای دیدن آسمون چشمای تو . . .
برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم . . .
برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم ومن مردش بودم . . . !
دختر : یادته همیشه میگفتی به من میگفتی “ خاتون ”
پسر : آره ، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی !
دختر : ولی من که بور بودم !
پسر : باشه ! فرقی نمی کنه !
دختر : آخ چه روزهایی بودن ، چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده . . .
وقتی توی دستام گره می خوردن ، مجنون من . . .
پسر : . . .
دختر : چت شد چرا چیزی نمیگی ؟
پسر: …
دختر : نگاه کن ببینم ! منو نگاه کن . . .
پسر: . . .
دختر : الهی من بمیرم ، چشات چرا نمناکه ، فدای تو بشم . . .
پسر : خدا ، نه . . . ( گریه )
دختر : چرا گریه میکنی ؟
پسر : چرا نکنم ، ها ؟
دختر : گریه نکن ، من دوست ندارم مرد گریه کنه ، جلو این همه آدم ، بخند دیگه ، بخند ، زودباش . . .
پسر : وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم ؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم . . .
دختر : بخند، و گرنه منم گریه میکنما !
پسر : باشه ، باشه ، تسلیم، گریه نمی کنم ، ولی نمی تونم بخندم
دختر : آفرین ! حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی ؟
پسر : توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد ، ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم . . .
دختر : چی ؟ زودباش بگو ، آب از لب و لوچه ام آویزون شد . . .
پسر : . . .
دختر : دوباره ساکت شدی ؟
پسر : برات کادو ( هق هق گریه ) ، برات یه دسته گل گلایل ! یه شیشه گلاب و یه بغض طولانی آوردم . . . !
تک عروس گورستان !
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره . . .
اینجا کناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم . . .
نه ، اشک و فاتحه
نه ، اشک و فاتحه و دلتنگی
امان ، خاتون من ! توخیلی وقته که . . .
دیگر نگران قرصهای نخورده ام ، لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش . . . !
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش !
بعد از تو دیگه مرد نیستم اگر بخندم . . .
اما ، تو آرام بخواب . . .
+5

vay khoda azin eshgha ghesmate maham konnnnnnnnnnnnnnnnn

3 سال پيش

اگـــﮧ مثــل اَشــک بیــاے تــو چـشمــام
هیــــچ وقــت دیگـــﮧگـــریــﮧ نمـــکنـم تـــا پیــشـم بــمونے

3 سال پيش

من شیرجه زدن رو قبل از اینکه تو آب یاد بگیرم

موقعی که رو سر عروس و دوماد پول میریختن یاد گرفتم!

3 سال پيش

غﻀﻨﻔﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﺮ ﻥ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﺰﻧﻦ, ﭘﻠﯿﺲ
ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﺷﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ
ﻣﯿﮕﻪ : ﺣﮑﻤﺘﻮﻥ ﺍﻋﺪﺍﻣﻪ !ای ﻣﺤﺎﺭﺑﯿﻦ .
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺤﺎﺭﺏ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟
ﭘﻠﯿﺲ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﺪﺭ ﺳﮓ
ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﯿﺮ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﻧﺰﻥ !!!!!!!

3 سال پيش

دوست بدار آن هایی را که در زندگیت نقشی داشته اند
نه آن هایی که برایت نقش بازی کرده اند......!*******************************************************